دگردیسی خاطره به داستان در ادبیات دفاع مقدس با رویکرد به رمان آتش به اختیار
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 (نویسنده مسئول) مدرس مدعو دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
خاطرهنویسی یکی از انواع ادبی و شکلی از نوشتار است که در آن نویسنده، خاطرات خود یعنی صحنهها یا وقایعی را که در زندگیاش روی داده و در آنها نقش داشته یا شاهدشان بوده، بازگو میکند. با توجه اینکه اتکای خاطره، به ذهن نویسندۀ آن است، نویسنده با زاویه دید خود با حوادث روبهرو شده و با گذشت زمان، آنها را در ذهن انباشته است و هنگام نوشتن نیز با تکیه بر توانایی نوشتاری و هنری خود آنها را بازآفرینی میکند. همین متغیرها است که میتواند خاطره را در فرایند دگردیسی، از روایت ساده یک حادثه تاریخی به اثر ادبی خواندنی و ماندگار تبدیل کند. با شروع جنگ هشتساله رژیم صدام علیه ایران، بسیاری از رزمندگان ایرانی به نوشتن خاطرات و یادداشتهای روزانه اقدام کردند. وسعت و عظمت جنگ تحمیلی باعث شد این خاطرات و یادداشتها، ضمن بیان احساسات و افکار آنان در حکم مستندات تاریخی، برای تبیین واقعیتهای جنگ و نیز خلق داستان مورد استفاده قرار گیرد. رمزگشایی از فرایند دگردیسی خاطره به داستان در ادبیات پایداری، مسئلهای است که تحقیق و پژوهش در آن، ضمن تدوین و تعریف اصول و قواعد دگردیسی خاطره به داستان، زمینهساز موفقیت هرچه بیشتر نویسندگان برای خلق اینگونه آثار خواهد بود؛ لذا در این پژوهش دگردیسی خاطره به رمان را با تکیه بر رمان «آتش به اختیار» نوشته محمدرضا بایرامی مورد واکاوی قرار دادهایم. نتایج پژوهش نشان میدهد آتش به اختیار دارای شاخصههایی همچون گفتگو، صحنهآرایی، حرکت در زمان، جریان سیال ذهن و... است که توانسته این اثر برخاسته از خاطره را به متنی ادبی تبدیل کند و به آن ماهیت ادبی ـ داستانی ببخشد.