زمان بدون گذر در فلسفة صدرا

نویسندگان

1 دانش آموخته‌ی دکتری حکمت متعالیه، دانشگاه اصفهان

2 دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jitp.2018.228142.522933
چکیده

نظریه‌ای را که بر اساس آن، زمان واقعیت دارد ولی گذر زمان واقعیت ندارد، نظریۀ «زمان بدون گذر» می‌نامیم؛ گذر زمان، به تعبیری، برآمده از زنجیره‌ای از رویدادهاست که در آن، هر رویداد در نسبت با «اکنون» مرتب می‌شود. هدف اصلی این مقاله واکاوی دیدگاه صدرالمتألهین دربارۀ گذر زمان است. در این راستا نشان می‌دهیم که او از سویی بنیاد زمان را زنجیره‌ای عینی از رویدادها می‌داند که در آن، هر رویداد در نسبت با رویدادهای دیگر مرتب می‌شود نه در نسبت با اکنون، و از سوی دیگر، برای اجسام اجزاء زمانی در نظر می‌گیرد و در مورد اتصال اجزاء زمانی یک موجود تحلیلی دارد که مطابق آن، تمایز وجودی میان مقصدهای گذشته، اکنون و آینده از میان ‌می‌رود. هردو سوی این قضیه تنها با نظریۀ زمان بدون گذر همخوانی دارد نه با نظریۀ رقیب آن (این نظریه که زمان و گذر زمان، هردو واقعیت دارند). بدین لحاظ می‌توان گفت که صدرا به نظریۀ زمان بدون گذر گرایش دارد. این مطلب می‌تواند لوازم هستی‌شناختی برخی مفاهیم کلیدی فلسفۀ صدرا مانند حرکت جوهری و حرکت به‌معنای قطع را روشن‌تر ‌سازد.