الزامات پژوهش علمی در حوزه علوم انسانی

نویسندگان

1 دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jed.2023.95163
چکیده

انتظار از یک اثر علمی به عنوان نتیجه تلاش تحقیقاتی و تجربی یک محقق در تمام حوزه های مطالعاتی به ویژه علوم انسانی، ارائه خلقی ناب و ناول به جامعه علمی است. برای یک اندیشمند علوم طبیعی دستیابی به یک دستاورد بدیع، مستلزم کشف روابط علی و قوانین و نیروهای پیشران حاکم بر پدیده‌های طبیعی است، قوانینی که به صورت پیشینی نهفته در پدیده های مادی و داده شده به آنان است؛ این در حالی است که ماموریت محقق علوم انسانی برخلاف علوم طبیعی، یافتن علت‌های شکل‌گیری یک معلول نیست، بلکه خود علت و عاملی برای خلق اثری ماندگار است، اثری که بازنمایی از شخصیت، هویت و پیش زمینه های دانشی آن محقق است. لذا مسئله کشفدر علوم طبیعی و خلق در علوم انسانی، نمادی بارز از تفاوت ماهوی میان این دو حوزه مطالعاتی است. تفاوتی که ریشه آن به بنیان‌های معرفت شناختی متفاوت در این دو حوزه باز می‌گردد. به همین علت است که نزد بلند از برجسته‌ترین نقادان عرصه روش‌شناسی[، پیش نیاز و الزام رسیدن به شیوه صحیح استنتاج در هر تحقیق علمی، فهم ماهیت و جنس موضوع مورد مطالعه و یا به تعبیری معرفت شناسی است، زیرا فهم صحیح از ماهیت موضوع مورد مطالعه است که محقق را به انتخاب شیوه صحیح از استنتاج رهنمون می‌سازد و پس از آن شیوه صحیح انجام پژوهش یعنی تعیین ابزار مناسب برای حصول آن استنتاج معنا و مفهوم می‌یابد.  

کلیدواژه‌ها