میانی اندیشیِ صدرایی در هستی شناسی، متّکی بر وجود منبسط
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان
2 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه دانشگاه اصفهان
3 دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jitp.2018.234969.522951چکیده
فلاسفۀ مسلمان به منظور تبیین نحوۀ ارتباط میان مراتب هستی، اموری را به مثابۀ میانیها مطرح ساختهاند. در فلسفۀ ملاصدرا، وجود منبسط، به عنوان صادر اول، میان هویت غیبیه و ماهیات قرار دارد. این وجود مجرای مبانی هستیشناختیِ اصالت، وحدت و تشکیک در وجود است. بنابراین هستیشناسیِ مبتنی بر نقش میانی این وجود، ظهور مبسوطی است از میانیاندیشیِ صدرایی. بر اساس این ساختار میانیاندیشانه، امکان بینهایت امور میانی وجود دارد که اگرچه نام و تعیّن آنها ناشناخته است ولیکن وجود آنها انکار ناپذیر است. وجود منبسط وجود واحدی است که در عین حال شامل مراتب بینهایت است و همیشه مرتبهای میانی، میان دو مرتبۀ هستیشناختی از این وجود، قابل فرض است. بنابراین همۀ هویاتی که فلاسفۀ پیشین به عنوان میانیها بدان اشاره کرده بودند، میتواند به عنوان مراتب این وجود واحد تبیین شود. ثمرۀ چنین تبیینی را در حل مسائلی نظیر وحدت و کثرت فعل خداوند، حقیقت علم و جایگاه کلام و صورت نوعیه میتوان مشاهده کرد.