تأثیر مدیریت پسماندها و نظام خاکورزی بر تجمع و انتقال دوبارۀ مواد نورساختی درگندم (Triticum aestivum L.)
نویسندگان
1 استاد، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مشهد
2 دانشیار، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه شاهرود
3 دانشجوی دکتری، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه شاهرود
4 دانشیار، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه شاهرود
doi
10.22059/ijfcs.2017.132219.653943چکیده
بهمنظور بررسی تأثیر روشهای مختلف خاکورزی حفاظتی و مدیریت پسماندها (بقایا) بر ویژگیهای فیزیولوژیکی گندم، آزمایشی در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مشهد در سال زراعی 93-92 انجام شد. آزمایش بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. عامل اصلی شامل شیوههای مختلف خاکورزی در سه سطح (خاکورزی متداول، خاکورزی کم و بدون خاکورزی) و عامل فرعی شامل مدیریت پسماندها در سه سطح (حفظ 0، 30 و 60 درصد پسماندها) بود. طول ساقه، سنبله، دمگل (پدانکل)، طول، سطح و وزن خشک برگ پرچم اندازهگیری شد. نتایج نشان داد، بیشترین مقادیر صفات یادشده در تیمار بدون خاکورزی به دست آمد که به ترتیب معادل 18/91، 04/10، 37/28، 48/22 سانتیمتر، 3/26 سانتیمتر مربع و 194/0 گرم بود. اما در مدیریت پسماندها، هیچکدام از صفات یادشده تفاوت معنیداری را نشان ندادند. تأثیر نظام خاکورزی و مدیریت پسماندها بر مادۀ خشک انتقالیافته از ساقه، اختصاص مواد نورساختی (فتوسنتزی) به سنبله، مشارکت مواد پروردۀ (اسیمیلاتهای) ذخیرهای پیش از گردهافشانی در پر شدن دانه و بازدۀ انتقال دوباره معنیدار نبود. اثر متقابل نظام خاکورزی و مدیریت پسماندها بر طول ساقه معنیدار شد. بیشترین عملکرد دانه در نظام بدون خاکورزی (2/6912 کیلوگرم در هکتار) و در پسماندهای 60 درصد (8/6980 کیلوگرم در هکتار) بود. آزمایش نشان داد خاکورزی حفاظتی همراه با حفظ پسماندهای بیشتر روی سطح خاک موجب بهبود برخی از صفات زراعی و عملکرد گندم میشود و راهکاری برای احیاء منابع و پایداری در تولید است.