علم بالقوه نزد ابن سینا
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه امام صادق (ع)
2 استاد گروه فلسفه و حکمت، دانشگاه تربیت مدرس.
3 دانشجوی دکتری رشته فلسفه اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس.
doi
10.22059/jitp.2017.62332چکیده
ارسطو با ابداع تمایز بالقوه و بالفعل به حل تناقضهای فلسفههای پیش از خود پرداخت. ابنسینا برای حل مسائلی در معرفتشناسی، از این تمایز استفاده میکند و از اصطلاح علم بالقوه بهره میبرد که مصادیق آن در فلسفۀ او قابل استخراج است: علم به نتیجۀ مستتر در مقدمات، علم به برخی قوانین منطق، علم به مقومات ماهیت، علم به بدیهیات، علم به تعقل و خودآگاهی. مصادیق علم بالقوه در دو نکته مشترک هستند. نخست اینکه آنها را درون خود داریم و برای بالفعل کردن آنها التفات ذهنی یا التفات ذهنی همراه با تأمل کفایت میکند؛ و دوم اینکه همۀ آنها لوازمِ نهفته در یک علم کلی هستند. علم بالقوه حقیقتی تشکیکی است زیرا علم به تعقل و خودآگاهی برای آنکه بالفعل شود فقط به التفات نیاز دارد و به همین سبب از بقیۀ موارد علم بالقوه، بالفعلتر است.