رابطۀ وجود و ماهیت از منظر فارابی، ابن سینا، و بهمنیار

نویسندگان

1 دانش آموختۀ دکترای فلسفه و کلام اسلامی پردیس فارابی دانشگاه تهران

2 استادیار گروه فلسفۀ دانشگاه خوارزمی

doi
10.22059/jitp.2017.60792
چکیده

ابن­سینا تحت تأثیر اصطلاحات خاص فارابی دربارۀ وجود و ماهیت، قائل به عروض خارجی وجود بر ماهیت در ممکنات و ترکیب انضمامی اشیاء از آن دو بود؛ امّا بهمنیار با آنکه خود را شارح آثار بوعلی می­خواند، در التحصیل با صراحت تمام، وجود هر شئ را نفس تحقّق خارجی ماهیت آن دانسته و «وجود» را همچون مفاهیم کلّی «ذات» و «شئ»، در عداد اعتبارات عقلی و منتزع از ماهیات موجوده پنداشته است. پژوهش پیش رو پس از تبیین دقیق اختلاف نظر مذکور بر پایۀ آثار دست اوّل فیلسوفان مشّائی، چهار تفسیر متفاوت از آرای آنان در باب وجود و ماهیت اشیاء استیفا نموده است. مقاله نشان می دهد که متفکّرانی چون ابن­سهلان و سهروردی به اختلاف نظر میان بهمنیار با استادش پی برده­، نظر بهمنیار را تقویت کرده‌اند و برخی مشّائیان اصیل، به ویژه شارحان فصوص الحکمه، به بازخوانی و تبیین نظریۀ عروض خارجی وجود بر ماهیات امکانی پرداخته و به مخالفت بهمنیار وقعی ننهاده‌اند. ملّاصدرا ضمن توجّه به ایدۀ عروض خارجی وجود بر ماهیت نزد برخی مشّائیان، به دو گونۀ متفاوت در باب بهمنیار نظر داده است، امّا غالب صدراپژوهان به دلیل خوانش صدرایی از آثار مشّائی، از فهم دعاوی آنان و اختلاف نظرشان محروم مانده­اند.