استعارۀ وجود به مثابۀ نور در فلسفۀ ملاصدرا
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jitp.2016.58350چکیده
لیکاف با نقد دیدگاه ارسطویی دربارۀ استعاره، نظریۀ شناختی استعاره را پایهگذاری کرد. با فرض پذیرش نظریۀ شناختی استعاره، مفاهیم انتزاعی مطرح در فلسفۀ اسلامی نیز بهواسطۀ استعارههای مفهومی قابل فهم میشوند. این استعارهها اغلب به صورت ناخودآگاه از سوی فلاسفه مورد استفاده قرار گرفتهاند. وجود بهعنوان یکی از مهمترین پایههای فلسفۀ ملاصدرا بهواسطۀ استعارههای متعددی مفهومسازی میشود. استعارۀ «وجود نور است»، تجربۀ متعارف ما از پدیدۀ محسوس نور را در قالب مجموعهای از توصیفات وارد متافیزیک صدرایی کرده و جهت مفهومسازی وجود بهکار میگیرد. استعارۀ مذکور در متافیزیک و معرفتشناسی صدرایی نقش بهسزایی دارد. تشکیک وجود مبتنی بر این استعاره قابل فهم میشود. همچنین بر اساس این استعاره، وجود متصف به ویژگی «ظاهر بذاته و مظهر لغیره» میشود.