مفهوم‌پردازی تفسیری ساختاری موانع گذار از نوپایی به مقیاس‌پذیری کسب‌وکار

نویسندگان

1 گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

3 گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

4 گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22059/jed.2023.359963.654205
چکیده

هدف: شناخت فرآیندهای مرحله گذار از نوپایی به مقیاس‌پذیری کسب‌وکار و رفع موانع پیش روی آن، موفقیت یا شکست کسب‌وکار نوپا را تعیین می‌کند. لذا پژوهش حاضر با هدف مفهوم‌پردازی تفسیری ساختاری موانع گذار از نوپایی به مقیاس‌پذیری کسب‌وکار انجام شده است. روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به ماهیت آن جزء تحقیقات آمیخته (کیفی- کمی) از نوع متوالی- اکتشافی و بر اساس گردآوری داده‌ها از نوع تحقیقات توصیفی و اسنادی- میدانی می‌باشد. جامعه موردمطالعه شامل کلیه مطلعان کلیدی، از قبیل اعضای هیأت‌علمی گروه‌های کارآفرینی دارای رزومه و سابقه مرتبط، صاحبان کسب‌وکارهای نوپای در مرحله گذار و کسب‌وکارهای مقیاس‌پذیر موجود، مربیان، کارشناسان و برنامه‌ریزان سازمان‌های ذی‌ربط در زیست‌بوم کسب‌وکارهای نوپای کشور می‌باشد. در این پژوهش از سه روش تحلیل محتوای مبتنی بر استقرا، تحلیل تفسیری ساختاری و تحلیل میزان نفوذ و میزان وابستگی بهره گرفته شد. یافته‌ها: نتایج موجب شناسایی 12 مانع برای گذار از نوپایی به مقیاس‌پذیری کسب‌وکار شد که پس از تحلیل در 7 سطح طبقه‌بندی شدند. همچنین میزان نفوذ و میزان وابستگی آن‌ها در طیفی از تأثیرگذاری مسـتقل، پیوندی و درهم‌تنیده تا وابسته مشخص گردید. نتیجه‌گیری: موانع گذار از نوپایی به مقیاس‌پذیری کسب‌وکار به ترتیب سطوح شامل ضعف در تحلیل و پویش مداوم محیطی، ضعف در تعیین هدف و استراتژی متناسب، ضعف در بازنگری و تدوین برنامه بازاریابی، مشکلات تیمی و ضعف‌های رهبری و مدیریتی مؤسس، ضعف در بهسازی ارزش پیشنهادی، ضعف در پایه‌گذاری و شکل‌دهی به ساختار، ضعف در سرمایه‌های هنجاری و فرهنگی درون تیمی، ضعف در ایجاد قابلیت‌های مالی متناسب و کاهنده هزینه، ضعف در فرآیندهای یادگیری تیمی و توانمندساز، ضعف در زیرساخت‌ها، فرآیندها و فناوری‌های متناسب، ضعف در آمادگی بلوک‌های ذهنی افراد برای تغییر، ضعف در انتخاب زمان مناسب برای مقیاس‌پذیری شد. پژوهش حاضر مجموعه‌ای از موانع گذار از نوپایی به مقیاس‌پذیری کسب‌وکار را شناسایی و تحلیل کرده است که می‌تواند به‌عنوان یک راهنما با رویکردی مرحله‌ای برای کسب‌وکارهای نوپا عمل کند تا درصد گذار موفق را افزایش دهد. همچنین، یافته‌های این مطالعه می‌تواند دستاوردها و راهکارهای مناسبی را برای سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان، مدیران و متولیان زیست‌بوم کسب‌وکارهای نوپای ایران به همراه داشته باشد