مطالعۀ تغییرات نرخ لرزهخیزی و تنش کولمب مرتبط با زمینلرزۀ 9 آوریل 2013 کاکی- شنبه (3/6=Mw) و توزیع مکانی پسلرزهها
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه زمین شناسی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه دامغان، ایران
2 استادیار، گروه زمین شناسی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه دامغان، ایران
3 دانشجوی دکتری، پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، تهران، ایران
doi
10.22059/jesphys.2017.61670چکیده
اثر یک زمینلرزه در چکانش (Triggering) رخدادهای بعدی و نیز توزیع پسلـرزههـا، بـا اسـتفاده از تئوری تغییرات تنش کولمب قابل توضیح است. وقوع زمینلرزۀ 9 آوریل 2013 با بزرگای گشتاوری 3/6 در استان بوشهر و پسلرزۀ آن با بزرگای 4/5 ما را برآن داشت تا این تئوری را برای این ناحیه از ایران مورد ارزیابی قرار دهیم. بر اثر این رخداد، بر روی دو قطعۀ گسلی لغزش به وقوع پیوست؛ قطعۀ شمالغربی که زمینلرزۀ اصلی بر روی آن رخ داد و قطعۀ جنوبی که احتمالاً لغزش بیلرزه را تجربه کرده است. به منظور بررسی اثر تنش ایجادشده بر اثر لغزش قطعۀ شمالغربی بر روی صفحۀ جنوبی آن که احتمالاً لغزش بیلرزه را تجربه کرده است، تغییرات تنش حاصل از آن بر روی این صفحۀ گسلی با استفاده از نرمافزار Coulomb 3.4 محاسبه شد که نتایج حاکی از افزایش تنش در بیشتر قسمتهای این صفحۀ گسلی، خصوصاً در قسمتهایی است که دارای لغزش بوده است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که زمینلرزۀ 9 آوریل و لغزش بیلرزه بر روی صفحۀ گسلی در جنوب شرق آن باعث افزایش تنش در قسمتهایی از گسل پیشانی کوهستان، گسل پیشژرفای زاگرس و نیمۀ شمالی گسل برازجان شده است. تغییرات تنش کولمب حاصل از لغزش بر روی این دو صفحه همبستگی خوبی با تغییرات نرخ لرزهخیزی در منطقه دارد و زمینلرزۀ 28 نوامبر 2013 برازجان در منطقهای رخ داده است که هم تغییرات تنش کولمب و هم تغییرات نرخ لرزهخیزی مقدار مثبتی را نشان میدهند.