تمایز «وجود» و «موجود» در چارچوب نظریۀ دلالت غیرمستقیم (با تکیه بر آرای ملاصدرا و علامه طباطبایی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس

3 استاد گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس

4 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jitp.2015.54695
چکیده

این مقاله در چارچوب نظریة دلالت غیرمستقیم به تفاوت‌‌های «وجود» و «موجود» می‌پردازد و در پی یافتن پاسخی برای این پرسش است که آیا گزارۀ «وجود موجود است» گزاره‌ای تحلیلی است. در این بررسی مشخص می‌شود که در سطح واژگان، هیچ یک از دو واژۀ «وجود» و «موجود» شامل مفهومی زائد نسبت به دیگری نیست. همچنین زمانی که مدلول اسمی «وجود» مد نظر است، مدلولات دو واژة «وجود» و «موجود» با یکدیگر این‌همان هستند. اما معانی این دو واژه، یعنی طریقة اظهار مدلولات یا روش دست‌یابی به آن‌ها با یکدیگر متفاوت است و به این دلیل نمی‌توان گزارة «وجود موجود است» را گزاره‌ای تحلیلی دانست. اما اگر منظور از «وجود» وجود واجب باشد، معانی آن‌ها نیز عین یکدیگر خواهند بود و گزارۀ مورد نظر تحلیلی است. به علاوه، مشخص می‌شود که معنی «موجود» در ساختار فلسفی ملاصدرا متفاوت با معنی آن در ساختار فلسفی علامه طباطبایی است.