قضا در فلسفۀ صدرا: نقدی بر تلقی علامه طباطبایی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه تهران (دانشکدۀ الهیات، گروه فلسفه و کلام اسلامی)؛
doi
10.22059/jitp.2015.54701چکیده
ملاصدرا در عبارتی از اسفار میگوید که قضا صورتهایی علمی است که (1) لازم ذات واجبالوجود، (2) نامجعول، (3) بیرون از عالَم، (4) عاری از امکان واقعی، (5) قدیم بالذات، و (6) باقی به بقای خداوندند. علامه طباطبایی در نهایةالحکمة بر آن است که «لازم» در (1) نمیتواند به معنای «بیرون از ذات» باشد وگرنه (1) با (2) تا (6) در تناقض خواهد افتاد. افزون بر این، اگر آن صورتهای علمیْ بیرون از ذات خدا باشند، آنگاه اگر معلومِ حضوری او باشند نظریۀ مُثُل، و اگر معلومِ حصولی او باشند نظریۀ صور مرتسمه صادق خواهد بود؛ درحالیکه ملاصدرا هر دو را کاذب میداند. پس این صورتهای علمی عین ذات واجبالوجودند و قضا نزد صدرا همان علم ذاتی خدا به تفاصیل خلقت است. به رای ما، اما، هم این مدعا ناروا است و هم آن دلایل نارسا. زیرا در فلسفۀ صدرا صورتهای علمیِ یادشده با عقول مجرّد اینهمانی دارند و عقول مجرّد به هر شش صفت یادشده موصوفاند بیآنکه تناقضی پدید آید. همچنین ملاصدرا، برخلاف ادعای عجیب علامه، وجود مُثُل را به عنوان محل قضای الهی میپذیرد.