بررسی نقش رویکردهای یادگیری در رابطه بین سبک دلبستگی به والدین و پیشرفت تحصیلی

نویسندگان

1 استاد گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی دانشگاه علامه طباطبائی

2 کارشناس مطالعات علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

3 دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی عمومی دانشگاه علامه طباطبائی

4 دانشجوی دکتری روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی دانشگاه علامه طباطبائی

5 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه شیراز

doi
10.22084/j.psychogy.2017.1656
چکیده

هدف: هدف از اجرای این پژوهش بررسی نقش رویکردهای یادگیری در رابطه بین سبک دلبستگی به والدین و پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان است. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می­باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش‌‌آموزان پسر دبیرستانی شهرستان ری بود که به این منظور تعداد 200 نفر از دانش­آموزان به روش  نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله­ای انتخاب شدند. ابزار اندازه­گیری در این پژوهش پرسشنامه­های دلبستگی والدین و همسالان آرمسدن و گرینبرگ (1987)، رویکردها و مهارت­های مطالعه انتویستل و تیت (1997) و معدل دانش­آموزان دبیرستانی به‌عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی بود. داده­ها با استفاده از روش­های آمار توصیفی، همچنین انجام تحلیل مسیر و مدل‌سازی با نرم­افزار Amos نسخه 21، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج حاکی از برازش خوب مدل بود. یافته­ها نشان داد که رویکردهای عمیق و راهبردی می­تواند به طرز معناداری پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان را پیش­بینی نماید، رویکرد راهبردی توانست نقش میانجی­گری کامل را در رابطه بین سبک دلبستگی و پیشرفت تحصیلی ایفا کند، اما رویکرد یادگیری سطحی نتوانست پیشرفت تحصیلی را پیش بینی و نقش معناداری را در مدل پژوهش داشته باشد. نتیجه‌گیری: براساس یافته های این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت، معلمان و طراحان نظام آموزشی می­بایست سیستم آموزشی را طوری ترتیب دهند که به جای ادراک سطحی دانش آموزان بر درک عمقی مطالب درسی تأکید داشته باشند. به عبارت دیگر، آموزش و استفاده از رویکردهای عمقی و راهبردی یادگیری توسط معلمان و دانش­آموزان می­تواند نقش مؤثری در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان داشته باشد.