رابطه بین اشکال ارائه ثانویه با میزان یادگیری مستقل دانشآموزان پایه دوم دوره اول متوسطه
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم تربیتی دانشگاه بوعلی سینا
2 کارشناس ارشد علوم تربیتی دانشگاه بوعلی سینا
doi
10.22084/j.psychogy.2017.1657چکیده
هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه بین اشکال ارائه ثانویه با میزان یادگیری مستقل دانشآموزان بود. روش: روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان دختر و پسر پایهی دوم دورهی اول متوسطه ناحیه 1 همدان در سال تحصیلی 94-93 بود که تعداد کل آنها 3676 نفر به تفکیک 1657 نفر دختر و 2019 نفر پسر بودند. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای و جدول برآورد حجم نمونه کرجسی و مورگان تعداد 246 نفر به تفکیک 111 نفر دختر و 135 نفر پسر بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اندازهگیری پرسشنامه سنجش میزان یادگیری مستقل، مؤسسهی پژوهش و یادگیری مستقل و مادامالعمر و پرسشنامه محقق ساخته سنجش اشکال ارائه ثانویه بود. برای سنجش روایی ابزارها از روش روایی محتوا استفاده شد و روایی ابزارها از منظر صاحبنظران قابلقبول گزارششده است. با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ میزان پایایی پرسشنامه یادگیری مستقل 851/0 و میزان پایایی پرسشنامه اشکال ارائه ثانویه 878/0 محاسبه گردید. برای تجزیهوتحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و جداول و آزمونهای آمار استنباطی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفادهشده است. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که بین همه اشکال ارائه ثانویه به جزء بازخورد و میزان یادگیری مستقل دانشآموزان رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که میزان یادگیری مستقل دانشآموزان از طریق شرح و بسطهای زمینهای، پیشنیاز و شکل ارائه قابل پیشبینی است بحث: با استفاده از اشکال ارائه ثانویه می توان خود آغازی ، مسئولیت پذیری و استقلال دانش آموزان را در فرایند یادگیری افزایش داد