حقیقت دوگانه و نظریۀ عقل هیولانی ابنرشد
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری گروه فلسفه دانشگاه اصفهان
2 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان.
doi
10.22059/jitp.2014.52878چکیده
ابنرشد و ابنرشدیان متهم به «حقیقت دوگانه» شدهاند؛ یعنی معتقدند که یک مسئله میتواند در دین حقیقت باشد در حالی که نقیض آن در فلسفه صادق است. در بخش اول مقاله تاریخ و معنای این نظریه از دیدگاه کلیسا بررسی شده، در بخش دوم به رأی ابنرشد در باب چگونگی بقای نفس در دو دسته از آثار فلسفی و کلامیاش پرداختهایم، و در بخش سوم با ارزیابی نظر ابنرشد در این دو دسته آثارش این نتیجه به دست آمده که رأی ابنرشد در باب عقل هیولانی و بقای مشترک و کلی آن پس از مرگ (وحدت عقل) با رأی او در باب بقای نفوس فردی در آثار کلامی متناقض نیست، زیرا وی در مورد نفس قائل به اشتراک لفظی است. لذا نمیتوان او را معتقد به حقیقت دوگانه دانست بلکه او به وحدت حقیقت باور دارد. بنابراین ابنرشد را دوحقیقتی خواندن نشان از عدم درک آرای وی دارد.