تحلیل مکانی–زمانی کیفیت آب و شناسایی مناطق بحرانی آلودگی در حوضه رودخانه سیروان با استفاده از روش درونیابی فاصله معکوس
نویسندگان
1 گروه اکولوژی، پژوهشکده اکولوژی دریای خزر، مؤسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ساری، ایران.
2 استادیار، گروه اکولوژی، پژوهشکده اکولوژی دریای خزر، مؤسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ساری، ایران
3 دکتری، گروه اکولوژی، پژوهشکده اکولوژی دریای خزر، مؤسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ساری، ایران.
4 استاد، گروه اکولوژی، پژوهشکده اکولوژی دریای خزر، مؤسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ساری، ایران.
5 مرکز تحقیقات ذخایر آبزیان آبهای داخلی، مؤسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، گرگان، ایران.
6 گروه اکولوژی، پژوهشکده اکولوژی دریای خزر، مؤسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ساری، ایران.
7 گروه اکولوژی، پژوهشکده اکولوژی دریای خزر، مؤسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ساری، ایران.
doi
10.22034/iwrj.2025.15478.2720چکیده
این پژوهش با هدف مطالعه و تحلیل مکانی–زمانی خصوصیات فیزیکوشیمیایی و شناسایی مناطق آلوده آب حوزه آبریز رودخانه سیروان (و شاخه های فرعی آن شامل قشلاق و گاوهرود) در استان کردستان انجام شد. به این منظور، در دو فصل تابستان و زمستان سال ۱۴۰۳ از شش ایستگاه منتخب، نمونهبرداری صورت گرفت و پارامترهای اکسیژنخواهی بیولوژیکی (BOD)، اکسیژنخواهی شیمیایی (COD)، نیتروژن کل (TN)، فسفر کل (TP)، مواد معلق کل (TSS) و pH اندازهگیری شدند. دادهها با کمک روش درونیابی فاصله معکوس (Inverse Distance Weighting, IDW) در محیط GIS نقشهسازی گردیدند. نتایج نشان داد که در فصل تابستان غلظت پارامترهای آلودگی بهویژه در پاییندست ایستگاههای مرتبط با ورود تصفیهخانه فاضلاب شهری افزایش یافت. بیشینه BOD و COD در نزدیکی خروجی تصفیهخانه فاضلاب شهری مشاهده شد که نشاندهنده بار بالای ترکیبات آلی و غیرقابل تجزیه بود. همچنین غلظت TN و TP در ایستگاههای پایین دست تصفیهخانه فاضلاب به مقادیر بالاتر از استانداردهای جهانی رسید و پتانسیل بالای پر غذایی (Eutrophication) را نشان داد. در مقابل، در زمستان بهدلیل افزایش دبی و پدیده رقیقسازی، مقادیرTSS کاهش یافت و توزیع مکانی BOD و TSS هم یکنواختتر شدند، هرچند COD و TN همچنان در سطح نسبتاً بالایی باقی ماندند. تغییرات pH در هر دو فصل محدود بوده و در محدوده قابل قبول برای حیات آبزیان قرار داشت. بهطور کلی، نتایج بیانگر آن است که کیفیت آب حوزه آبریز مورد مطالعه، تحت تأثیر ورود پساب تصفیهخانه فاضلاب شهری و روانابهای کشاورزی قرار دارد و تغییرات فصلی هم در کنترل شدت آلودگی نقش مهمی ایفا میکند. استفاده از روش IDW در این پژوهش توانست با دقت مناسب الگوهای مکانی آلودگی را آشکار ساخته و اطلاعات مفیدی برای مدیریت پایدار منابع آب سطحی منطقه فراهم آورد.