تأثیر مدیریت آبیاری و فناوری های به زراعی بر آب آبیاری، بازده اقتصادی و ردپای کربن در مزارع حاشیه تالاب های طشک و بختگان
نویسندگان
1 بخش تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شیراز، ایران
2 سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
3 بخش تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اهواز، ایران
4 بخش تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شیراز، ایران.
5 گروه علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان
doi
10.22034/iwrj.2025.15199.2681چکیده
افزایش تقاضای آب برای کشاورزی، بر آب دریاچهها و تالابها تأثیر میگذارد. در پژوهش حاضر با این فرض که کاهش مصرف آب در مزارع اطراف تالابها به احیای تالابها کمک میکند، از فناوریهای موجود، برای کاهش مصرف آب آبیاری در تعدادی از مزارع اطراف تالاب طشک و بختگان در استان فارس استفاده شد. بدین منظور 17 مزرعه و باغ در شهرستانهای ارسنجان، استهبان و آباده طشک انتخاب و فناوریهای متناسب با هر مزرعه انتخاب و اجرایی شد. باغات انتخابی شامل انار، پسته و سیب و مزارع انتخابی شامل پنبه، ذرت علوفهای و ذرت دانهای بودند. در هر مزرعه یا باغ دو قطعه در نظر گرفته شد. یکی با مدیریت معمول کشاورز (شاهد) و دیگری با اعمال فناوریهای صرفهجویی در آب آبیاری (تیمار). با اعمال فناوریها، مزارع مورد نظر به مدت یکسال مدیریت و با مزارع تحت مدیریت معمول مقایسه شدند. شاخصهایی شامل عملکرد میوه، حجم آب آبیاری استفاده شده و بهرهوری آب اندازهگیری و با آزمون t زوجی مقایسه شدند. در مزارع انتخابی، رد پای کربن نیز مورد بررسی قرار گرفت. همچنین با در نظر گرفتن تمام هزینهها و درآمد بهدست آمده از مزارع و باغات، تجزیه و تحلیلهای اقتصادی نیز انجام شد. نتایج نشان داد که میزان عملکرد در مزارع تیمار بین 7 تا 55 درصد افزایش یافت که کمترین و بیشترین افزایش بهترتیب در مزارع ذرت علوفهای و پنبه بود. میزان آب آبیاری بین 20 تا 31 درصد بهترتیب در باغ سیب و مزرعه ذرت دانهای کاهش یافت. در نتیجه میزان بهرهوری آب آبیاری از 43 تا 113 درصد بهترتیب در مزارع ذرت علوفهای و پنبه افزایش یافت. تفاوت بین مزارع شاهد و تیمار از لحاظ عملکرد، میزان آب آبیاری و بهرهوری آب آبیاری از نظر آماری در سطح 1 درصد معنیدار بود. اثر بخشی فناوریهای مورد استفاده از 12 تا 26 درصد در کاهش ردپای کربن به ترتیب برای باغات پسته و مزارع پنبه مؤثر بود. تجزیه و تحلیلهای اقتصادی نشان داد که در شرایط فعلی و بدون در نظر گرفتن ارزش واقعی آب، میزان افزایش سود اقتصادی در اثر اعمال فناوریهای کاهش مصرف آب از 14 درصد در مزارع ذرت تا 70 درصد در باغات انار متغیر است. با در نظر گرفتن ارزش واقعی آب، اگرچه درصد سود اقتصادی افزایش یافت ولی میزان سود واقعی نسبت به حالت در نظر نگرفتن ارزش واقعی آب کاهش یافت. این موضوع نشان میدهد که لحاظ نمودن ارزش واقعی آب در تجزیه و تحلیلهای اقتصادی میتواند نتایج به دست آمده و احتمالاً سیاستهای آینده را تغییر دهد.