«شیء فینفسه» و «پدیدار» در نظر کانت و علامه طباطبایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس
2 استاد گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jitp.2013.35744چکیده
این مقاله در تلاش است تا به این مسأله پاسخ گوید که شیء فینفسه، پدیدار، و ارتباط میان این دو در فلسفۀ کانت و علامه طباطبایی چگونه تبیین میشوند و دیدگاه علامه طباطبایی چگونه میتواند چالشهای موجود در فلسفۀ کانت را پاسخ دهد؟ در این تحقیق مشخص میشود که کانت با اقرار به نوعی ارتباط ضروری میان ذات معقول و پدیدار، پذیرش وجود ذوات معقول را امری اجتنابناپذیر میداند اما بیان میکند که ذات معقول یا نومن به دلیل اینکه هرگز به تجربه در نمیآید همواره ناشناخته خواهد ماند. از سوی دیگر علامه بر این مطلب تأکید میکند که آنچه در ذهن ظهور مییابد (ماهیت)، انکشاف و نمودی از واقعیت (وجود) است. به این ترتیب، برخلاف دیدگاه کانت، میان پدیدار و شیء فینفسه پیوند معناداری برقرار میشود و چالشهای موجود در فلسفۀ کانت به صورتی پذیرفتنی پاسخ داده میشود.