ماقبلالطبیعة انسان معلق بازخوانی فلسفة عقلگرایانة ابنسینا در کتاب الاشارات و التنبیهات
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، آذربایجان شرقی، ایران
doi
10.30497/ap.2025.248348.1741چکیده
مقالة حاضر بر آن است تا خوانشی نو از کتاب اشارات ابنسینا ارائهکند. مقالة حاضر از این فرضیه دفاعمیکند که کتاب اشارات از ویژگی خاصی برخوردار است؛ بهطوریکه اگرچه مختصر است، خلاصة فلسفة ابنسینا نیست؛ بلکه ابنسینا در این کتاب بر آن است تا ماقبلالطبیعة خود را ارائهکند. او در این راستا به بیان آن دسته از مباحث فلسفی میپردازد که صرفاً بهروش عقلی و بدون نیاز به مراجعه به طبیعت، و بنابراین پیش از آشنایی با طبیعیات و صرفاً برمَبنای مفاهیم و گزارههای پیشین و عقلی قابلطرح باشند. منطق و طبیعیات این کتابْ مبانی ماقبلالطبیعة آن را پایهگذاریمیکند؛ بهطوریکه در آنها از مباحث زبانی و تجربی صرفنظرشدهاست. در این راستا بحث از انسان معلق و معرفت نقشی اساسی و مبنایی در طرح ماقبلالطبیعة اشارات ایفامیکند؛ برایناساس ابنسینا در نمط سوم اشارات معرفتشناسی عقلگرایانة خود را پایهریزیمیکند و در ادامه به بیان فلسفة پیشین عقلی ماقبلالطبیعة خود میپردازد که شامل اثبات واجبالوجود، صفات او، فعل بیواسطة او و نظام عقول و افلاک است. در نمطهای پایانیِ اشارات نیز سعادت همان انسان معلق یا عقل مجرد تبیینمیشود.