محسوس مشترک: مقایسۀ دیدگاه ارسطو و ابن‌سینا

نویسندگان

1 دانشیار گروه مطالعات ابن‌سینا، مؤسسة پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، تهران، ایران

doi
10.30497/ap.2025.248366.1742
چکیده

یکی از مباحثی که در ضمن بحث از قوای ادراکی و در ذیل بحث از قوای پنجگانة حواسّ بیرونی مطرح می­شود، مسئله­ای با عنوان «محسوسات مشترک» است. محسوس مشترک نوعی از محسوس است که با همه یا برخی از قوای حسّ بیرونی درک‌می­شود و به هیچ‌کدام از حواس اختصاص ندارد. ارسطو در رسالۀ نفس ضمن بحث از محسوسات خاصّ هر حس، به محسوسات مشترک میان آن‌ها نیز پرداخته‌است. می‌توان این مباحث را ذیل چند عنوان  دسته‌بندی کرد: چیستی محسوس مشترک، بالذات یا بالعرض بودن محسوس مشترک، واسطه‌مند بودن محسوس مشترک، مصادیق محسوس مشترک و بی‌نیازی از قوۀ حسی مستقل در ادراک محسوس مشترک. ابن‌سینا نیز در نفس شفا ضمن طرح مسئلة محسوسات مشترک، هم در غالب مباحث ارسطو دراین‌باره تصرفاتی کرده و هم به چند مبحثی که ارسطو مطرح‌نکرده‌بوده، توجه‌کرده‌است: وی در بیان چیستی محسوس مشترک تعریف ارسطو را اصلاح‌کرده، در بالذات یا بالعرض بودن آن، نشانه‌های مدرَک بالذات را تدقیق‌کرده و دربارة واسطه‌مند بودن محسوس مشترک نشان‌داده‌است که چگونه می‌توان از آن برای اثبات بالذات بودن محسوس مشترک استفاده‌کرد. همچنین دایرة مصادیق محسوس مشترک را توسعه‌داده‌است. به‌علاوه دربارة بی‌نیازی از حسّ دیگری برای ادراک محسوسات مشترک نیز راجع‌به محال بودن وجود چنین حسی استدلال خاصی ارائه‌کرده‌است.کلیدواژه: محسوس، محسوس مشترک، ادراک بالذات، ادراک بالعرض، ابن سینا، ارسطو