تحلیل داستان «حاجی آقا»ی صادق هدایت بر اساس نظریة بازتاب واقعیّت

نویسندگان

1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

doi
10.22059/jsal.2012.29534
چکیده

هنر و جامعه در طول تاریخ پیوسته بر یکدیگر تأثیر متقابل داشته‌اند. آثار ادبی به ویژه رمان، ریشه در اجتماع زمان خود دارند و بیان‌گر مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی جامعه خود هستند. جنبه واقع‌گرایانة رمان سبب شده تا این نوع ادبی همچون آیینه‌ای واقعیت‌های اجتماعی زمان خود را بازتاب دهد. هدف جامعه‌شناسی ادبیات، بیان پیوندهای جامعه و ادبیات و نیز آشکارسازی چگونگیِ بازتاب واقعیت‌های اجتماعی در آثار ادبی به ویژه در رمان است. لوکاچ و گلدمن به عنوان بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان حوز?جامعه‌شناسی ادبیات، سعی داشتند تاثیر متقابل بین ساختارهای اجتماعی و ساختارهای ادبی نشان دهند. آن‌ها، رمان را انعکاس زندگی اجتماعی عصر نویسنده و نیز زاییدة جهان‌نگری خاص او می‌دانند. صادق هدایت از داستان‌نویسان رئالیست معاصر ایران است که محور داستان‌هایش بیان نوع زندگی اجتماعی انسان‌های زمانه‌اش بوده است و این مسئله را می‌توان در آثار او مشاهده کرد. این مقاله داستان «حاجی آقا» را با رویکرد بازتاب واقعیّت مورد بررسی قرار می‌دهد و آن‌گاه توانایی نویسنده را در بیان تحوّلات اجتماعی نشان می‌دهد.