مسیح در جریان تاریخ (بررسی آرای مسیح شناسانۀ ولفهارت پاننبرگ و مواضع نقد آن از سوی متفکران)
نویسندگان
1 دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد ادیان و عرفان
2 دانشگاه تهران، دانشیار گروه ادیان و عرفان
3 دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد فلسفۀ دین
doi
10.22059/jitp.2013.29432چکیده
یکی از مناقشه انگیزترین مباحث تاریخ کلیسا همواره بحث در باب مسیح، ماهیت، و فعل او بوده است. درحالیکه در کلیسای قدیم مباحث مسیحشناسانه عمدتاً حول ماهیت الهیـبشری مسیح میچرخید، دوران مدرن با انتقادات عقلانی، علمی، و بهویژه تاریخی از آموزههای مسیحی، از جمله شخص مسیح، همراه بود. واکنش بسیاری از متألهان در برابر این انتقادات فراتر دانستن الهیات از هرگونه نقادی علمی و تاریخی بود. اما پاننبرگ از جمله متألهانی است که پاسخگویی به این انتقادات را بر مبنای دفاع مبتنی بر تاریخ از الهیات قرار داد. پاننبرگ توجیه کلامی مباحث الهیات تاریخی خود را در گرو فهم صحیح از عیسی مسیح و بهویژه رستاخیز او میداند. ازاینرو مسیحشناسی بخش مهمی از آرای وی را شامل میشود که مؤید انکشاف و ظهور تاریخی خداوند و مباحث آخرالزمانی است و تنها بهواسط? او درکپذیر است. با وجود دیدگاه جالب توجه پاننبرگ در باب مسیحشناسیِ مبتنی بر فهم تاریخی، دیدگاههای وی انتقاداتی نیز از سوی متفکران به همراه داشته است.