تحلیل مفهوم «پیامد منطقی» در منطق اسلامی و سازگاری آن با واقعگرایی متافیزیکی
نویسندگان
1 استادیار گروه منطق، مؤسسهی پژوهشی حکمت و فلسفهی ایران، تهران، ایران
doi
10.30497/ap.2025.247522.1714چکیده
رابطهی پیامد منطقی را دستکم براساسِ دو نگاه کلیِ نظریهـ برهانی و نظریهـ مدلی میتوان تبیینکرد. براساسِ تحلیل نظریهـ برهانیْ وجود یک برهان از مقدمات به نتیجه است که نشانمیدهد نتیجهْ پیامدِ منطقی مقدمات است؛ درحالیکه براساسِ تحلیل نظریهـ مدلی در هر شرایطی که همهی مقدمات صادق باشند و نتیجه نیز صادق باشد، نتیجه پیامد منطقی مقدمات است. در مقالهی حاضر ابتدا مشخص شده که نگاه منطقدانان مسلمان به رابطهی پیامد منطقی درواقع تقریری از تحلیل نظریهـ برهانی است. پس از آن، بهایندلیل که تحلیل نظریهـ برهانی بیشتر ازجانبِ قائلین به موضع متافیزیکی ناواقعگرایی پذیرفته شدهاست، تلاششده تا چگونگیِ سازگاری موضع واقعگرایانهی منطقدانان مسلمان با اخذ تحلیل نظریهـ برهانی از پیامد منطقی تبیینگردد. براساسِ این پژوهش باتوجهبه نگاه منطقدانان مسلمان به دانش منطق، و بداهت اصول و قواعد منطقی ازنظرِ ایشان و موضع واقعگرایانهی ایشان درموردِ معرفت، پذیرش تحلیل نظریهـ برهانی از پیامد منطقی را میتوان با واقعگرایی متافیزیکی این منطقدانان قابلجمع دانست. در این نگاهْ منطق براساسِ قواعدِ استنتاج خودـ که یا بدیهی اند یا به قواعد بدیهی بازمیگردندـ پیامدهای منطقی مقدمات را مشخصمیکند و این پیامدهای معتبر منطقی با واقعیت مستقلّ از ما مطابق اند و بههمیندلیل صادق.