چیستی امید با تأکید بر دیدگاه ابنسینا و اسنایدر
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
doi
10.30497/ap.2025.247529.1715چکیده
در سالهای اخیر روانشناسان بهشکلی جدی به بررسی نقش امید در درمان اختلالات روانی پرداختهاند. بیتردید مطالعهی ماهیت امید با نظر به آراء فلسفی نیز به ژرفنگری در این سازه یاریمیرساند. هدف پژوهش حاضر آن است که موضوع امید را ازمنظرِ حکمت بوعلی و روانشناسی اسنایدر بکاود و مواضع وفاق و خلاف آنها را فاش سازد. پرسش اصلی این نوشتار این است که «ماهیت امید با تأکید بر آراء بوعلی و اسنایدر چگونه تبیینمیشود؟». دستیابی به پاسخ این پرسش با روش توصیفیـ تحلیلی و نیز بهرهمندی از راهکارها و ابزارهای تحلیل اسنادی صورتگرفتهاست. یافتههای پژوهش نشانداد: بوعلی امید را تخیلِ امری میداند که به حکم قطعی یا ظنیِ انسان، غالباً در آینده محقق میشود. این پدیده در حکمت بوعلی از عملکردهای قوه واهمه است و بهکمک این قوه است که امید حاصل میشود. او دستِکم دو علت زیستی و شناختی را در پدیدآمدن امید مؤثر میداند. همچنین در روانشناسی اسنایدر، امیدْ انتظاری مثبت نسبتبه یک هدف است و درمجموع «عامل»، «گذرگاه» و «هدف» از مؤلفههای اصلی آن بهشمارمیرود. بهرغم شباهتهایی که در امید فلسفی و امید روانشناختی دیدهمیشود، نقش مؤلفهی «گذرگاه» چندان در حکمت سینوی نمایان نشدهاست.