کمال انسان از دیدگاه ابنسینا و ابنعربی
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.30497/ap.2024.245696.1657چکیده
مسئله کمال انسان و انسان کامل از مباحث موردتوجه همه ادیان و مکاتب فلسفی، اخلاقی و تربیتی است. کمال نهایی مرتبهای از وجود انسان است که در آن همه استعدادها و قابلیتهای ذاتی، معنوی و انسانی با سیروسلوک به فعلیت میرسد. هدف اصلی این پژوهش بررسی کمال انسان از دیدگاه ابنسینا و ابنعربی است. برای دستیابی به این هدف از روش تطبیقی بهرهگرفتهشدهاست. در رویکرد معرفتی ابنسینا تنها شهود عقلانی کاربرد دارد و نمیتوان از معرفت عرفانی و شهود قلبی سخنگفت. ابنسینا هدف نهایی معرفت و سعادت را شناخت عقلی و علمی، و اتصال به عقل فعال میدانست که مبتنی بر عقل نظری و شهود عقلانی است؛ اما در نظام فکری ابنعربی هر موجودی بهلحاظ هستیشناختی، مظهر اسم یا اسمائی از حقتعالی است و از حیث معرفتشناختی درک او از حق بهمیزان استعداد او در دریافت تجلیات الهی وابسته است. در نظام معرفتی و فکری ابنعربی حقایق متعالی با استمداد از کشفوشهود دریافتمیشوند و از سنخ علم حضوریاند. در نظام معرفتی و فکری ابنعربی کمال انسان مبتنی بر عشق و کشفوشهود به تصویر کشیده شدهاست؛ ازاینرو انسان کامل سینوی در کمال عقل برهانیـ شهودی و با انسان کامل عرفانی ابنعربی منطبق است؛ بنابراین کمال عقل نظری در چارچوب مشّائی اتصال به عقل عملی است و بدون آن ناقص است. در هر دو دیدگاه بیانشده که انسانها دارای مراتبی از کمالاند. کسب این مراتب تدریجی است و انسان پس از طی این سیر استکمالی و صعود در مدارج کمال، در نهایت سلوک خود، به مقام رفیع کمال نهایی خود نائلمیشود. مراجعه به متون دینی و عرفانی ابنعربی نشانداد که او بههیچوجه از اجتماع منفصل نبود؛ بلکه در متن آن قرارداشت و انزوای عارفان و جامعهگریزی را ناصواب میدانست. انسان کامل سینوی در نگرش فلسفیـ عرفانی همان انسان کامل عرفانی ابنعربی است و هیچ برتریای بر انسان کامل عارفان ندارد؛ ازاینرو تنها انسان کامل سینوی به انسان اسلام و قرآن نزدیک نبوده؛ بلکه انسان کامل عرفانی عارفان الهی باتوجهبه خدانمایی کامل وی، همان انسان کامل قرآنی و اسلامی است.