رابطه باورهای معرفتشناختی، هیجانهای تحصیلی و خودکارآمدی با رویکردهای یادگیری سطحی و عمقی دانشجویان
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه پیام نور
doi
10.22084/j.psychogy.2016.1437چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین باورهای معرفتشناختی، هیجانهای تحصیلی و خودکارآمدی با رویکردهای یادگیری عمقی و سطحی دانشجویان بود. روش: بدین منظور 396 نفر از دانشجویان گروههای علوم انسانی دانشگاه پیام نور مرکز تبریز (294 زن و 102 مرد) با روش نمونهگیری چندمرحلهایبهطور تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامههای هیجانهای تحصیلی مربوط به یادگیری، باورهای معرفتشناختی، راهبردهای انگیزشی برای یادگیری و سیاهه رویکردها و مهارتهای مطالعه بر آنها اجرا شد. دادهها با استفاده از روشهای آماری آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استاندارد یا همزمان تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان دادند که هیجان تحصیلی لذت از یادگیری و باور معرفتشناختی یادگیری سریع/ ثابت پیشبینی کنندههای معنیداری رویکرد عمقی یادگیری هستند. از بین این دو متغیر، هیجان تحصیلی لذت از یادگیری دارای ارزش بتای مثبت و در مقابل باور معرفتشناختی یادگیری سریع/ ثابت دارای ارزش بتای منفی بودند. در مدل پیشبینی رویکرد سطحی یادگیری، دو متغیر هیجان تحصیلی اضطراب و خستگی از یادگیری و باور معرفتشناختی دانش ساده/ قطعی از لحاظ آماری معنیدار بودند. در این مدل، هر سه متغیرِ اضطراب، خستگی و دانش ساده/ قطعی دارای ارزش بتای مثبت در پیشبینی رویکرد یادگیری سطحی بودند. نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که مؤلفههای هیجانهای تحصیلی و باورهای معرفتشناختی بخش قابلتوجهی از رویکردهای سطحی و عمقی دانشجویان را تبیین میکنند.