ادراک حسی و مسئله خطا نزد ارسطو و ابنسینا
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
doi
10.30497/ap.2024.246209.1682چکیده
ادراک حسی یکی از حوزههای جدید فلسفه معاصر است که ناظربه شناسایی متعلَّق اصلی ادراک حسی و امکان تصور متعارف از ادراک حسی است. محور مسئله ادراک حسی، خطای حسی و توهم است؛ بهنحویکه پاسخ به اشکال خطای حسی و توهم، تعیینکننده پاسخ ما به متعلَّق حقیقی ادراک حسی خواهدبود. ارسطو و مشّائیان مسلمان، بهویژه ابنسینا، به خطای حسی توجهکردهاند؛ اما در راستای تعیین حقیقت ادراک حسی آن را مبنا قرارندادهاند. ما در این مقاله باتکیهبر استدلالِ بر خطای حسی نشاندادهایم که در آثار ارسطو از خطای حسی دو معنا وجوددارد که به دو برداشت راجعبه حقیقت ادراک حسی منجر میشود. معنای متضمّن داده حسی منجر به پذیرش رئالیسم غیرمستقیم و معنای متضمّن خود شیء مادی منجر به پذیرش رئالیسم مستقیم میگردد. مفسران و فیلسوفانِ پس از ابنسینا، بهویژه خواجه نصیر، اغلب با درنظرگرفتن چیزی شبیه به تفسیر داده حسی، نوعی رئالیسم غیرمستقیم را از دیدگاههای ابنسینا ترویجکردهاند که تحت عنوان «وجود ذهنی» پذیرفتهشدهاست. ما نشاندادهایم که با نظر به ملاحظات فخر رازی، تفسیر شیء مادی از خطای حسی در ابنسینا نیز همچون ارسطو ممکن است؛ ازاینرو نوعی رئالیسم مستقیم را میتوان به ابنسینا نسبتداد که با مادی دانستن ادراک حسی و خیالی در فلسفه ابنسینا نیز سازگار است.