پاسخ ابنسینا به دو پرسش بنیادی دربارة گسترة معرفتهای بشری
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه دانشکده الهیات دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.30497/ap.2024.244615.1627چکیده
ابنسینا که تحقیقات گستردة وی دربارة انسان ازجهات زیستی و بیولوژیکی و ساحتهای وجودی و بهطورویژه نفس انسانی در دنیای اسلام، اگر ادعا نشود بینظیر، بهیقین کمنظیر است، تعقل کلیات را برترین مراتب ادراک و عالیترین مرتبة نفس انسانی میداند. گسترة ادراک کلیات، که کلید ورود به دریای بیکران علوم وحقایق است، ازجهت محدود یا نامحدود بودن و اینکه میزان شناخت انسان از مصادیق و کنه اشیا تا چه اندازه است، ابهامات و مجادلاتی را بین فیلسوفان برانگیخته است. باتوجهبه اهمیت و نقش کارکردی آگاهیها درتمامی عرصههای زندگی، پژوهش پیشِرو کوشیده است برای دو پرسش ازدیدگاه ابنسینا پاسخی بایسته دهد: یک: دامنة معرفتهای بشری تا کجا است؟ دو: آیا نقش تعاریف حدی تنها تمایز میان اشیا است یا انسان را بر شناخت تمام ذاتیات توانا میسازد؟ برای رسیدن به داوری علمی، نخست دو گروه از عبارات ابنسینا بیان شده است و پس از ارزیابی و تحلیل با سودجستن از عمومات فلسفی، که معرفتهای بشری را محدود نمیدانند، و درنهایت با بهرهمندی از مبانی فلسفی ابنسینا بهویژه دیدگاه وی دربارة پیوند نفس و بدن، و تأکیدبر توانایی توسعة ظرفیتهای وجودی، این نتیجه گرفته شده است که انسان در سیر افقی برای کسب کمالات با مرز بستهای روبهرو نخواهد شد و بر شناخت کنه اشیا توانایی خواهد داشت. روش نوشتار تحلیلی و عقلی است. چنانچه خرده گرفته شود که در باره ادراک کلیات و مسئلة موردِپژوهش افزونبر متون کهن فلسفی، رسائل و مقالات بسیاری نوشته شده است، پاسخ این است آنچه این پژوهش را متمایز از تحقیقات پیشین میسازد، تبیین و تأکید ظرفیتهای وجودی انسان است که درصورت شکوفایی افقهایی نو پیرامون گسترة معرفت بر روی انسان میگشاید و نادرستی این پندار را که گفتارهای ابنسینا دربارة حدود معرفتهای بشری با هم سازگاری ندارد، آشکار میسازد.