تحلیل مأنوسات‌شناختی با نظر به دیدگاه فارابی و ابن‌سینا

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دکتری رشتۀ فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.30497/ap.2023.244280.1616
چکیده

مشتهیات تخیلی فکری در ادبیات ابن‌سینا و معارف مأنوس و ملایم در بیان فارابی معطوف به جایگاه میل در حکمت نظری و در سطح ادراک است. اقتران سکون نفس، ملایمت، منافرت، اطمینان قلب، جزمیت و عنادناپذیری و رضایت‌خاطر به این قبیل از معارف، ضرورت بررسی مسئلة حاضر و وجه انس در معرفت و اشتها به مدرکی خاص را به میان می‌آورد. نهادینگی و مأنوس‌بودن یک باور، بستگی به میزان انطباق آن با دیگر معارف شخص ازجمله ملکات حاضر در وی دارد. چنین معارفی به شکل معارف پایدار و اطمینان‌پذیر در نفس حضور دارند. ملکات که براثر عادت و تکرار در ذهن ایجاد می‌شوند، در اندیشة فارابی توجیه‌کنندة اقتران احساس به آراء و علوم شناختی به شمار می‌آیند. در بیان ابن‌سینا نیز ملازمات روان‌شناختی ادراک و حضورشان در سطح باورها و معارف، نوعی صیانت از معرفت محسوب می‌شوند. به باور او، میل مردم به آنچه شناخته‌اند، بیش از میلشان به موضوعی است که به آن انس ندارند. تبیین این سخن دربارة جایگاه انس در ادراکات است. وی نیز همچون فارابی نقش ملکات را در این میان برجسته می‌داند و معتقد است که محیط فکری نقش زیادی در همراهی عواطف و انفعالات و احساسات با ادراکات دارد.