پیامدهای فرهنگ رفاه برای دینداری
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
2 دانشیار دانشگاه تهران
doi
چکیده
رفاه را بهدشواری میتوان تعریف کرد. با وجود این، از ملاحظه تعاریف مختلف میتوان آن را به برخورداری از امکانات زندگی در سه حوزه اصلی، یعنی بودن، صیرورت، و تعلّق، تعریف کرد. فرهنگ رفاه عبارت است از اصالت یافتن رفاه مادّی و اومانیستی همراه با ابرازگرایی سوژه. در عصر حاضر، فرهنگ رفاهِ گستردهای شکل گرفته است و با ارزشها و معانی جدیدی که با خود به همراه آورده، تأثیر قابلملاحظهای بر کیفیّت و کمّیّت دینداری نهاده است. نظام معنایی نهفته در رفاه، یعنی سوژهمحوری و تأصل انسان، همراه با فرهنگ احساسگراییِ سطحی، زمینه بسیار مساعدی جهت تحوّل دینداری فراهم کرده است. رابطه انسان با خدا، از رابطه تکلیفی و تعبّدی به رابطه اختیاری و رمانتیک تحوّل یافته است و نیز دین به گونهای تعریف شده است که تضادّی با رفاه نداشته باشند. دینداری در تحت حاکمیّت فرهنگ رفاه، در معرض آن است که دین را به وسیله و ابزاری رفاهزا تبدیل کند. همه تحلیلهای فوق، به صورت کاملاً آشکار در جنبشهای معنویّتگرای نوپدید قابلمشاهده است.