رویکردی نو در معناشناسی «اتحاد عقل و عاقل و معقول» ازدیدگاه ابنسینا
نویسندگان
1 دکتری فلسفه و کلام اسلامی مؤسّسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، تهران، ایران.
doi
10.30497/ap.2024.245905.1669چکیده
برخی از عبارات ابنسینا دربارۀ نفس ناطقه و رابطۀ آن با معقولات، به اثبات اتحاد عاقل و معقول تصریح دارد و برخی دیگر، آشکارا بیانگر بطلان این نظریه است. همین امر، موجب اختلاف میان فیلسوفانِ پس از وی درخصوص نظر نهایی او دربارۀ این مسئله شده است. عدهای از ایشان بیان ابنسینا را دربارة این مسئله متناقض دانسته، و رویکردی انتقادی نسبت به آن داشتهاند. گروهی دیگر سعی کردهاند تا بهگونهای این تناقض را رفع کنند؛ اما ظاهراً هیچیک از دو دستۀ مذکور، راه صواب را نپیمودهاند. در این مقاله، پس از ارزیابی آراء مطرحشده، اولاً: با نگاهی جامع به آثار ابنسینا به بیان معانی اصطلاحات مهم در مسئلۀ اتحاد عاقل و معقول پرداختهایم؛ ثانیاً: رابطۀ نفس با قوای عقلی را کاویدهایم؛ ثالثاً: معناشناسی اتحاد عقل، عاقل و معقول ازدیدگاه ابنسینا را تبیین کرده، و در ضمن آن، کیفیت اتحاد نفس با معقولات را در معیت بدن و در مفارقت از آن توضیح دادهایم. درمجموع، چنین به نظر میرسد که عبارات ابنسینا درخصوص نظریة اتحاد، هیچ تناقضی باهم ندارند و بیتوجه به معانی مختلف اتحاد در آثار او و نیز تفکیکنکردن مواطن گوناگونی که ابنسینا درخصوص رابطۀ نفس با معقولات بیان کرده است، به توهم تناقض در مسئلۀ مذکور انجامیده است. ابنسینا اتحاد نفس با معقولات را اثبات میکند و آن را از جهتی شبیه اتحاد ماده و صورت میداند. ازدیدگاه وی این اتحاد، در نفسِ همراه با بدن، با صورت معقول خاص تا زمان عدم اِعراض نفس از آن برقرار است؛ اما نفس با پیمودن مراحل کمال و مفارقت از بدن میتواند با دریافت دفعی همۀ معقولات و اتحاد با آنها عالَمی عقلی مطابق با عالَم عینی شود.