معناداری اسامی خداوند از منظر نصیرالدین طوسی و فاضل مقداد (با ابتنا بر دیدگاه ابنسینا دربارۀ معانی صفات واجبالوجود)
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران.
4 دانشجوی دکتری فلسفه وکلام اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران ، ایران
doi
10.30497/ap.2024.245673.1655چکیده
نصیرالدین طوسی پایهگذار جریان «خردورزی فلسفی» در مدرسة فلسفی کلامی حلّه به شمار میرود. صفت بارز این جریان فکری، توجّه جدی به مباحث «امور عامّه» است که آثار آن در مسائل خاص الهیاتی نیز دیده میشود. پژوهش پیشِرو عهدهدار تبیین مسئلۀ معناداری اسامی خداوند در برخی از آثار نصیرالدین طوسی و فاضل مقداد است که به پیروی از دیدگاه ابنسینا، با رویکرد تنزیهی تشریح شده است. ابنسینا که بر پایۀ قاعدۀ معرفتشناختی «ناممکنبودن انتزاع دو مفهوم از حقیقت بسیط»، به ترادف مفهومی صفات ذاتی خداوند باور داشت، برای پاسخ به اشکال مقدّری ناظر به معانی متفاوت صفات خداوند در گزارههای الهیاتی، طرحی سهگانه ارائه داد که دربرگیرندة سلب معنای مقابل، اضافه به مخلوق، یا ترکیبی از آن دو بود. نصیرالدین طوسی در آثار خود از نظریۀ ترادف مفهومی سخنی به میان نیاورد؛ ولی بدون ذکر نام ابنسینا، طرح سهگانۀ وی را در الفصول النصیریة به کار گرفت. البته طوسی بهجای عنوان «معانی صفات»، بحث خود را بر پایۀ «معانی اسامی خداوند» و اقسام آن سامان داد؛ بدینلحاظ اللّه بهعنوان «اسم ذات» بهتنهایی، در دستهای جداگانهای قرار گرفت و طرح پیشین ابنسینا با ادبیات کلامیـ فلسفی طوسی، به طرحی چهارگانه ارتقا یافت. بعدها فاضل مقداد در الأنوار الجلالیة، با ادبیات سادهتری آن طرح را تشریح و برخی ابهامات آن را مرتفع ساخت. حاصل دیدگاه تنزیهی محقّق طوسی آن است که اسامی متعدّد خداوند، دلالت بر تحقّق مبادی صفات در ذات احدی ندارند؛ ازاینرو اطلاق اسامی متعدد بر خداوند با بساطت ذات، سازگار است.