تعالی تفکر سینوی: گذار ابن‏ سینا از مادّیت به تجرد قوۀ خیال و ادراکات خیالی

نویسندگان

1 دانشیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار، سبزوار، ایران.

2 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران.

3 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران

doi
10.30497/ap.2023.244240.1614
چکیده

یکی از مباحث مهم درحوزۀ نفس‌شناسی ابن‌سینا مجرد یا مادّی‌بودن قوۀ خیال است. نظر غالب در عبارات شیخ‌الرئیس، مادّی‌بودن آن‌هاست، ولی در برخی مواضع، وی عباراتی دارد که حاکی از تردید او در مادّیت خیال یا مستلزم تجرد خیال است؛ ازاین‌رو، می‌توان مواضع شیخ در این بحث را بر سه نوع تقسیم کرد: نخست، مواضع دالّ بر باورداشتن او به مادّیت قوۀ خیال، مانند النفس من کتاب الشفا که در آن، وی بر مادّیت قوۀ خیال تصریح و اقامۀ دلیل می‏ کند؛ دوم، مواضعی همچون المباحثات که در آن‌ها بوعلی با شک‌وتردید، مسئلۀ مادّیت خیال و ادراکات خیالی را مطرح می‌کند؛ سوم، مواضعی همچون نمط پایانی الإشارات و التنبیهات که در آن، ابن‏سینا به تجرد خیال و ادراکات خیالی اذعان می‌کند. در این مقاله با درنظرداشتن مبنای «تعالی در تفکر سینوی»، ضمن تبیین سه رویکرد یادشده در آثار این فیلسوف، موضع اقبال وی به تجرد خیال تقویت می‌شود و به این نتیجه می‌انجامد که با توجه به گذار او از حکمت مشاء به حکمت متعالیه، نظر نهایی وی تجرد قوۀ خیال خواهد بود؛ هرچند به دلایلی، بوعلی مجال تبیین نظر نهایی‌اش را نیافته است، این تفکر وی می‌تواند الهام‌بخش فیلسوفانی مانند ملاصدرا در تبیین تجرد قوۀ خیال باشد.