کارآمدی دولت در فلسفۀ سیاسی ابن‏‌سینا

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران

doi
10.30497/ap.2023.244025.1612
چکیده

ابن‏‌سینا به‏عنوان فیلسوفی سیاسی، از یک دستگاه منسجم فکری و فلسفی برخوردار است که با استفاده از آن، محیط بیرون از ذهن خود و مسائل آن را تحلیل کرده و متأثر از آن‌ها درصدد تجویز نظم مطلوبی برآمده است که در آن، انسان ازطریق دولت مطلوب خود به آرمان‌ها و آرزوهایش می‏رسد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که دستگاه فلسفه‌ورزی بوعلی جهت دستیابی به آمال و آرزوها چه نوع دولتی را کارآمد می‏داند و در نیل به اهداف، چه سازوکارهایی را برای کارآمدسازی دولت به‌دست می‏دهد. به این پرسش می‌توان اجمالاً چنین پاسخ داد که در فلسفۀ سیاسی ابن‏سینا کارآمدی دولت در استقرار دولت بر حاکمیت ریاست عادلۀ نبوی و تدابیرِ مبتنی‏بر قوانین شریعت و بر مشارکت مدنی است تا از یک سو با بهره‌گیری از سازوکارهای بازدارنده، افراد جامعه را از خطر انحراف، ظلم و بی‌عدالتی بازدارد و از سوی دیگر، با استفاده از سازوکارهای جاری‌کنندۀ عدالت، اعتدال و تعادل را در جامعه استقرار بخشد و بدین صورت، بسترهای لازم برای شکوفایی استعدادهای کمالیِ افراد جامعه و دستیابی آن‌ها به آمال و آرزوهایشان فراهم شود. در این مقاله، از روش فلسفی، یعنی شیوۀ برهانی- استدلالی بهره می‏گیریم تا قابلیت‌های اندیشگی این فیلسوف در موضوع کارآمدی دولت بر بنیان‌های فلسفی و فلسفی سیاسی وی مبتنی شود. براساس یافته‌های پژوهش، کارآمدی دولت عبارت است از: پیشگیری از فساد جامعه، دولت و نظام سیاسی؛ وجودداشتن سیاست‌های راهبردی عدالت‌آور و تعادل‌زا، و حاکمیت قوانین سعادت‌آور دنیوی و اخروی؛ وجودداشتن مدیریت روزآمد (برگرفته از تجارب و دریافت نظر کارشناسان و اقتضاهای محیطی).