تبیین الگوی معرفت‌شناسی ابن‌سینا برمبنای تأثیر مبانی هستی‌شناختی وی در توجیه پدیدارهای ادراکی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران

2 استادیار فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران

doi
10.30497/ap.2023.245149.1642
چکیده

نزد ابن‌سینا، نفس انسانی به مثابة آینه، همواره مدرک ادراکاتی است که به‌نحو عرضی بر آن عارض می‌شود و به‌عبارت‌دیگر ادراکات، کیفیات عارض بر نفس هستند. محور ادراکات «تمثّل» است و نفس نیز دو ساحت ادراکی دارد، ساحت تجردی عقلانی که بازنمایندة کلیات، طبیعت و ذوات اشیا است و ساحت مادیِ حسی و خیالی که بازنمایندة جزئیات و عوارض اشیاء اکنون و گذشته است. ابن‌سینا، کیفیت هستی‌مندی ادراکات مختلف حسی، خیالی و عقلی در نفس را با نظریة ارتسام صور و تقشیر تبیین می‌کند؛ برای تبیین شکل‌گیری این الگوی معرفتی می‌توان چنین تصورکرد که فیلسوف حالات پدیداری ادراک را درون‌نگرانه در خود تصویر، و شاخصه‌های آن را احصا می‌کند، سپس با عرضه‌کردن آن به مبانی هستی‌شناختی‌اش نظریۀ معرفت را بیان می‌کند. ابن‌سینا مؤلفه‌هایی همچون ذهنیت دربرابر عینیت در مسئلة وجود ذهنی، عرض‌بودن علم و تأثیر کلی یا جزئی‌بودن ادراک را در نگاه پدیداری به ادراک تبیین می‌کند و به عرضۀ آن بر مبانی وجودشناسانه‌ای همچون تفکیک هستی به جوهر و عرض می‌پردازد و تفسیری معرفتی از عالم براساس همین اصل به همراه نگاه سه‌گانه به علیت ارائه می‌دهد و به الگوی خود در معرفت‌شناسی می‌رسد. نظام معرفتی سینوی مبتنی بر همین شاخصه‌ها و مبانی، به حصول نوعی ذات‌گرایی در تمام تبیین‌های معرفت‌شناسانه و پذیرش وحدت سنخی میان مدرِک و مدرَک می‌رسد.