تحلیل سیاستهای حریم کلانشهری در بستر اقتصاد سیاسی فضا نمونه موردی کلانشهر اهواز
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران
2 گروه شهرسازی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
3 گروه شهرسازی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
doi
10.22034/jargs.2025.504008.1175چکیده
هدف: هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل سیاستهای حریم کلانشهری کلانشهر اهواز با تأکید بر تأثیرات اقتصاد سیاسی فضا بر شکلگیری و اجرای این سیاستها است. روش و داده: پژوهش حاضر از نوع کاربردی، روش آن توصیفی و تحلیلی و گردآوری آن پیمایشی است. برای سنجش مفهوم اصلی پژوهش، یعنی اقتصاد سیاسی فضا، مفاهیم به 4 ابعاد و هر بعد به چندین سیاست تقسیمبندی شده است. به منظور انجام آزمون توصیفی مؤلفهها و متغیرها از آزمون تی، تعیین شدت و برای بررسی ساختار عاملی مجموعهای از متغیرهای مشاهده شده از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافتهها: ابعاد مدیریتی و حکمرانی با بار عاملی ۱/۶۸ مهمترین عامل شناخته شده است. سپس عامل اجتماعی با بار عاملی ۱/۴۲ عامل اقتصادی با بار عاملی ۱/۳۳ و در نهایت عامل فضایی با بار عاملی ۰/۱۶ در مرتبه آخر و به عنوان کم اهمیتترین عامل مشخص شده است. همچنین در ابعاد فضایی بالاترین میزان میانگین مربوط به سیاستگذاری جامع و قابل اتکا برای مدیریت کالبدی و کمترین میزان میانگین مربوط به ظرفیتهای بومی و اجتماعی برای توسعه پایدار حریم است. نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که ناهماهنگی میان سیاستهای دولتی و مدیریت شهری در اهواز، منجر به تضعیف انسجام حریم کلانشهری شده است. ضعف در هماهنگی بین نهادهای دولتی و محلی، منجر به افزایش چالشهای مدیریت حریم شهری شده است. توسعه اقتصادی و فرایندهای سرمایهگذاری تأثیر چشمگیری بر استفاده از اراضی حریم کلانشهری داشتهاند. رشد نامتوازن اقتصادی، باعث افزایش فشار بر مناطق حاشیهای و توسعه بیرویه سکونتگاههای غیررسمی شده است. توزیع نابرابر منابع و خدمات در محدوده حریم کلانشهری منجر به بروز نابرابریهای فضایی شده است. این وضعیت موجب افزایش اختلافات اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی در مناطق حاشیهای شده است. نوآوری، کاربرد نتایج: کمک به سیاستگذاران و مدیران شهری در تدوین برنامههای جامع برای مدیریت بهینه حریم کلانشهری، افزایش آگاهی تصمیمگیران از پیامدهای سیاستهای موجود و ارائه پیشنهادهایی برای اصلاح یا بهینهسازی آنها و تقویت ارتباط میان برنامهریزی میتوان از کاربردهای مهم نتایج این تحقیق بر شمرد.