رابطۀ وجود و ماهیت در مکتب نومشائی حکیم رجب علی تبریزی
نویسندگان
1 دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران و پژوهشگر پستدکتری در معاونت علمی و فناوری، تحت حمایت بنیاد ملی نخبگان، تهران، ایران .
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه علامۀ طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.30497/ap.2023.244263.1615چکیده
رجب علی تبریزی سومین حکیم نظام ساز پس از میرداماد و ملاصدرا در مکتب فلسفی اصفهان بهشمار می آید. او با تقریری نو از برخی مبانی فکری مشائیان و بازخوانی اصطلاحات آنان، مکتبی نومشائی را بنیان نهاد، درخصوص مسائل بنیادین عصر خود همچون مسئلۀ پراُفتوخیز «رابطۀ وجود و ماهیت» تأمل و نظریهپردازی کرد و با تکیه بر تلقی خاص از «ماهیت من حیث هی هی» و «وجود وصفی»، نافیِ دیدگاههای میرداماد و ملاصدرا شد. وی با اعتباریخواندن هیچیک از زوج مفاهیم وجود و ماهیت، موافق نبود و به جعل بالذات ماهیت به عُروض وجود بر آن باور داشت. ثمرۀ چنین نگاهی ترکیب انضمامی اشیا از وجود و ماهیت است. از آنجا که ایدۀ یادشده در معدود پژوهش هایی که معاصران دربارۀ آن انجام دادهاند، بهدرستی تبیین نشده است، در مقالۀ پیشِروی کوشش می شود با تتبع دربارۀ پیشینۀ دیدگاه تبریزی درخصوص فلسفۀ سینوی و تحلیل دقیقتر مبادی تصوری او دربارۀ مسئلۀ موردنزاع، نقاط ابهام آن نظریه روشن شود و بدین منظور، به برخی پرسش های مقدر ازجمله ارتباط قاعدۀ فرعیت با عروض خارجیِ وجود بر ماهیت و بهره مندیِ شاگردان حکیم از «اصل و فرع» بهجای «اصیل و اعتباری» پاسخ داده خواهد شد. تطبیق سه معنای عام، خاص و اخص مفاهیم متمم «اصیل» و «اعتباری» با دیدگاه تبریزی دربارۀ وجود و ماهیت، مطلب پایانیِ پژوهش پیشِروی است.