بررسی ویژگی هایی از زیست‌شناسی و مدیریت شیمیایی علف هرز گندم یونانی (Triticum boeticum Boiss.) در گندمزارها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم علف های هرز، پردیس کشاورزی و منابع

2 کارشناسی ارشد علوم علف های هرز، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج

3 استاد، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج

4 دانشجوی دکتری علوم علف های هرز، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج

5 دانشجوی دکتری تکنولوژی بذر، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج

doi
10.22059/ijfcs.2015.55843
چکیده

به منظور شناخت ویژگی‌های زیست‌شناسی (بیولوژی) و بررسی امکان کنترل گندم یونانی (Triticum boeticum Boiss.)، علف‌ هرز در حال گسترش در گندمزارهای غرب کشور، بررسی‌هایی به‌صورت آزمایشگاهی، گلخانه­ای و صحرا­یی در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در سال 1389 به اجرا در آمد. در بررسی آزمایشگاهی برای تعیین دمای بهینة جوانه­زنی علف‌ هرز گندم یونانی تیمارهای دمایی شامل 5، 10، 15، 20، 25، 30 و 35 درجة سلسیوس و برای تعیین تحمل نسبی به تنش کم­آبی، پتانسیل­های 0، 4-، 8- و 12- بار، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار انجام گرفت. برای بررسی امکان کنترل شیمیایی علف‌­ هرز گندم یونانی، در بررسی گلخانه­ای و صحرا­یی تیمارهای علف­کشی مرسوم در گندم شامل: دیکلوفوپ متیل، فنوکساپروپ-پی-اتیل، کلودینافوپ-پروپارژیل، سولفوسولفورون، مزوسولفورون+ یدوسولفورن و پینوکسادن با میزان‌های توصیه‌شده در دو مرحلة رشدی (مرحلة 5-3 برگی و اواسط پنجه‌زنی) بر روی دو گونة گندم زراعی و گندم یونانی اعمال شد. برای بررسی‌های گلخانه­ای و صحرا­یی آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی به ترتیب با چهار و سه تکرار در نظر گرفته شد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده در بررسی آزمایشگاهی مشاهده شد که با افزایش پتانسیل اسمزی در دماهای مختلف مؤلفه­های جوانه­زنی دارای کاهش معنی­داری بودند. در بین تیمارهای دمایی، دمای 35 درجة سلسیوس بازدارندة جوانه­زنی شد. نتایج بررسی گلخانه­ای نشان داد زیست­تودة علف‌ هرز در هر دو مرحلة رشدی تحت تأثیر تیمارهای علف­کشی قرار گرفت. در بین تیمارهای علف­کشی، علف‌کش‌های مزوسولفورون + یدوسولفورن و دیکلوفوپ متیل به‌ترتیب با 3/37 و 8/44 درصد کاهش نسبت به شاهد، کمترین و علف‌کش‌های سولفوسولفورون و کلودینافوپ-پروپارژیل به‌ترتیب با 4/75 و 5/77 درصد کاهش نسبت به شاهد، بیشترین کنترل زیست­تودة علف­‌ هرز را داشتند. به­طورکلی برپایة نتایج صحرا­یی و در صورت حضور علف­‌ هرز T. boeticum در گندمزار کشت‌شده با رقم شیراز، کاربرد دو علف­کش سولفوسولفورون و پینوکسادن، با توجه به کنترل مناسبT. boeticum  و آسیب و زیان کمتر به گیاه زراعی توصیه می­شود.