تحلیل نشانه – معناشناختی رنگ در شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان

نویسندگان

1 کارشناس ارشد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.22126/jccl.2025.11112.2647
چکیده

نشانه-معناشناسی، به عنوان یک دانش چه در مرحله خلق و چه برای خوانش یک متن از رویکردهای بسیار مهم علم زبانشناسی است و به کارگیری آن در متون شعر شاعرانی که اساسا از زبان رمز و نشانه برای ایفاد معانی خود بهره می­ گیرند، ضرورت دارد. در همین راستا بر آنیم با تکیه بر نشانة رنگ به خوانش تطبیقی شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان بپردازیم و معانی برآمده از این نشانه­ ها را مورد بررسی قرار دهیم. سپهری و علیوان از جمله شاخص ­ترین چهره­هایی هستند که عناصر رنگ به طور بارز، در اندیشه شعری­شان متبلور است؛ این دو شاعر با بهره­ گیری از مفاهیمی که رنگ­ها القا می ­کنند، به ترسیم زندگی شخصی و اجتماعی در شعر پرداخته­ اند. یافتن دلالت­های معنایی و مناسبات درونی عنصر رنگ، درک ژرفای معانی آن­ها را آسان می ­کند. تجربه­های گاه مشابهی که در زندگی فردی و اجتماعی سپهری و علیوان رخ داده، حیات ادبی مشابهی را برایشان رقم زده است و موجب نزدیکی دلالت رنگ­ها و بسامد به کارگیری آن، در اشعارشان شده است. مطالعه نشانه- معناشناختی عنصر رنگ، نشان می­دهد که چگونه دو شاعر با استفاده از نشانه به تولید معانی پرداخته و از بافت­های موجود و شناخته شده فاصله گرفته ­اند. بر همین اساس نتیجه نوشته حاضر نشان می­دهد، عنصر رنگ به عنوان یک نشانه، نقش مؤثری در معنا آفرینی دارد که در بیشتر موارد از نظر بسامد وکارکرد مشترک است و البته گاهی هم به خاطر روحیات وتجربیات متفاوتشان، از یکدیگر متمایزند.