بررسی مقایسه‌ایِ نظریۀ سعادت در فلسفۀ ارسطو و ابن‏ سینا: تلاقی‌ها، جدایی‌ها و نقدها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران .

2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.30497/ap.2023.243901.1607
چکیده

سعادت از مهم‌ترین مباحث حکمت عملی محسوب می‌شود که درطول تاریخ، ذهن فلاسفۀ یونان باستان تا فیلسوفان امروز را به خود مشغول کرده است و در دوره‌های مختلف، فیلسوفان براساس مبانی و رویکرد‌‌‌‌های متفاوت، این مسئله را بررسی کرده‌اند. یکی از شاخص‌ترین نظریات عرضه‌شده دربارۀ سعادت را ارسطو در کتاب ارزشمند خود، اخلاق نیکوماخوس مطرح کرده و شرح‌وبسط داده است. این نظریۀ وی بر فیلسوفان پس‌از او و ازجمله فیلسوفان مسلمان، بسیار مؤثر واقع شده و ابن ‏سینا به‌عنوان مهم‌ترین فیلسوف مسلمان، به‌میزان زیادی در نظریۀ سعادت خود، متأثر از ارسطو بوده است. ازدیدگاه ارسطو، سعادت انسان در حیاتِ عقلانیِ توأم با فضایل اخلاقی است؛ همچنان‌که ابن ‏سینا نیز برترین لذت و خیر را لذت عقلانی قلمداد کرده و سعادت انسانی را در رسیدن به مرتبۀ عقل مستفاد و مشابهت با عقل فعال و نیز حصول استیلای عقل بر امیال بدنی دانسته است. در این مقاله، نظریۀ سعادت در فلسفۀ ارسطو و ابن‏ سینا را واکاوی و تحلیل می‌کنیم، با استفاده از روش مقایسه‌ای، وجوه اشتراک و افتراق نظریه‌های این دو فیلسوف را نشان می‌دهیم و با به‌کارگیری روش انتقادی، نقایص و نقاط ضعف هریک از این نظریات را بیان می‌کنیم.