بررسی برهانهای ابن سینا بر استحالۀ تناسخ مُلکی
نویسندگان
1 دکتری فلسفۀ معاصر دانشگاه تهران، دانشکدگان فارابی و همکار پژوهشی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، تهران، ایران.
doi
10.30497/ap.2023.243930.1609چکیده
تناسخ مُلکی عبارت است از تعلق نفس انسانی یا حیوانی به انسان، حیوان، نبات یا جماد. نظریۀ تناسخ مُلکی، رقیبی برای مسئلۀ معاد بهشمار می آید و از این روی، تبیین استحالۀ آن بهعنوان مقدمۀ اثبات معاد، ضروری بهنظر میرسد. ابنسینا دو برهان برای استحالۀ تناسخ مُلکی دارد. برهان اول در آثار متعدد او آمده و براساس آن، تناسخ، مستلزم اجتماع دو نفس در بدن واحد است؛ اما برهان دوم تنها در الإشارات و التنبیهات بهصورت مجمل ذکر شده است. بوعلی تفصیل و بسط این استدلال را به مواضع دیگری از آثارش حوالت داده است؛ بدون آنکه این مواضع را مشخص کند. خواجه نصیرالدین طوسی، فخرالدین رازی و قطبالدین رازی تقریرهای متفاوتی درخصوص این استدلال بهدست داده اند. اختلاف این تقریرها در تعداد شقوق بیانشده ازسوی ابن سینا بهعنوان تالی قیاس استثنایی و نیز وجه استحالۀ این شقوق است. ازمیان این سه تقریر، تنها تقریر قطبالدین رازی با کلام شیخالرئیس مطابقت بیشتری دارد و در دو تقریر دیگر، کمبود یا زیادتی نسبتبه متن ابن سینا دیده میشود.