مطالعه جنسیتی اِعمال قدرت در رمان های طشّاری و پاییز را فراموش کن (با تکیه بر نظریه میشل فوکو)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه جامعهشناسی نظری، پژوهشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
2 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
doi
10.22126/jccl.2025.11879.2683چکیده
نقد فمنیستی سعی دارد تا نقش فرهنگ مردسالارانه را در تصویر ارائه شده از زن در آثار ادبی بیان کند و آثار ادبی و هنری در نظام فلسفی میشل فوکو فیلسوف و نظریهپرداز فرانسوی از جایگاه ممتازی برخوردارند و او در تبیین طرح فکری خود از این آثار بهرة فراوان برده است. قدرت، کلیدواژة نظریات فوکو است به گونهای که هر گفتمانی را برآمده از قدرت میبیند و متأثر از اندیشة نیچه معتقد است که قدرت تنها متعلق به طبقة فرادستان نیست، بلکه در تمامی لایههای اجتماعی وجود دارد و زبان، عرصة بروز روابط قدرت و تعیین کنندة سوژة غالب و سوژة تحت سلطه است. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش کرده است تا با استفاده از مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به مطالعة جنسیتی اِعمال قدرت در رمان طشّاری اثر إنعام کجهجی نویسندة عراقی و رمان پاییز را فراموش کن نوشتة فهیمه رحیمی نویسندة ایرانی بر اساس نظریة میشل فوکو بپردازد. نتایج نشان از آن دارد که در هر دو رمان، انواع مختلف اِعمال قدرت به کار گرفته شده است، هر چند در رمان پاییز را فراموش کن، برخی موارد مانند اِعمال قدرت خرافات و باورهای عامیانه، اِعمال قدرت فرادستان اجتماعی بر فرودستان اجتماعی و عاملیت مرجّح مردانه در صورتبندی عشق، جلوهگری بیشتری دارد. نویسندگان این دو رمان مصمم هستند تا نشان دهند که گرچه در جوامع سنتی عراقی و ایرانی، در موارد زیادی زنان به عنوان فرودستان، قربانی قدرت فرادستان که در تمامی طبقات اجتماعی وجود دارند، هستند، اما با مقاومت در برابر آنان توانستهاند از مرز زنانی احساساتی و منفعل تا مرز زنانی منطقی و فعال و از عامیانه اندیشی تا پهنة فعالیتهای سیاسی و اجتماعی پیش بروند.