تحلیل اگزیستانسیالیستیِ مفهوم آزادی در رمان های پیرمرد و دریا از ارنست همینگوی و حین ترکنا الجسر از عبدالرحمن منیف

نویسندگان

1 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

2 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

3 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران. رایانامه

doi
10.22126/jccl.2025.12113.2691
چکیده

مفهوم آزادی، به عنوان یکی از پیچیده­ترین و گسترده­ترین مفاهیم فلسفی، همواره در کانون توجه اندیشمندان بوده است. فلسفه اگزیستانسیالیسم، با تمرکز بر بعد وجودی و هستی انسان، رویکردی منحصر به فرد به مفهوم آزادی ارائه می­دهد. در این فلسفه، انسان به عنوان موجودی آزاد، مسؤولیت شکل دهی به زندگی خود و تعیین سرنوشت خویش را بر عهده دارد. اگزیستانسیالیست­ها بر این باورند که انسان برخلاف بسیاری از موجودات، فاقد ماهیت از پیش تعیین شده­ای است و ماهیت خود را از طریق انتخاب­های آزادانه­ای که در طول زندگی انجام می­ دهد، می­ سازد. در پژوهش حاضر، با بهره­گیری از روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی ویژگی­های اصلی آزادی در فلسفه اگزیستانسیالیسم و نمود آن در دو رمان پیرمرد و دریا و حین ترکنا الجسر پرداخته شده است. شخصیت­های اصلی این دو رمان، در مواجهه با موقعیت­های چالش­برانگیز، مجبورند مسؤولیت انتخاب­های خود را بپذیرند. این دو رمان نشان می‌دهند که مواجهه با آزادی و مسئولیت، مسیر خودسازی و معنایابی را شکل می‌دهد. پذیرش شجاعانه انتخاب‌های سانتیاگو به شرافت و معنا می‌انجامد، در حالی که گریز زکی نداوی از این بار وجودی، او را از اصالت و خودسازی بازمی‌دارد. این مقایسه، جهان‌شمولی تجربیات بنیادین انسانی مانند آزادی و جستجوی معنا را در فرهنگ‌های مختلف تأیید می‌کند.