کارکرد حافظۀ جمعی در رمان پسااستعماری أولاد الغیتو اسمی آدم اثر الیاس خوری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتـری زبـان و ادبیـات عربـی، دانشـکدة ادبیـات و علـوم انسـانی، دانشـگاه خـوارزمی، تهـران، ایـران

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشـکده ادبیـات و علـوم انسـانی، دانشـگاه خـوارزمی، تهـران، ایـران.

3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشـکده ادبیـات و علـوم انسـانی، دانشـگاه خـوارزمی، تهـران، ایـران.

4 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشـکده ادبیـات و علـوم انسـانی، دانشـگاه خـوارزمی، تهـران، ایـران.

5 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشـکده ادبیـات و علـوم انسـانی، دانشـگاه خـوارزمی، تهـران، ایـران.

doi
10.22126/jccl.2025.12892.2730
چکیده

حافظۀ جمعی، حاصل تعامل فرآیند یادآوری و فراموشی جمعی است و مقصود از کارکرد حافظۀ جمعی، نقشی است که حافظه در شکل­دهی، حفظ، انتقال و بازتعریف شناخت ما از گذشته و حال ایفا می­کند. از آنجا که در جوامع پسااستعماری، استعمارگر در پی حذف و دستکاری حافظۀ جمعی بومیان است، پرداختن به کارکردهای حافظه به عنوان کنشی مقاومتی ضرورت پیدا کرده است. پژوهش حاضر با بررسی رمان  أولاد الغیتو-اسمی آدم اثر الیاس خوری به نقش حافظۀ جمعی در بازسازی هویت و احیای تاریخ و صدای به حاشیه رانده شدۀ استعمارزدۀ می‌پردازد؛ چراکه این رمان به عنوان آرشیوی جایگزین، شکاف میان تاریخ رسمی و حافظۀ استعمارزده را آشکار می­ کند. نگارندگان این پژوهش با تکیه بر نظریات مطرح در حوزۀ حافظۀ جمعی و بررسی رمان به شیوۀ توصیفی-تحلیلی دریافتند که شخصیت اصلی داستان با ثبت تجارب گذشتگان از خاطرات اسارت در گتو می­ کوشد با زیر سؤال­بردن تاریخ رسمی، روایت­های به حاشیه رانده شده را احیا کند. استعمارگر نیز در مقابل برای سرکوب حافظۀ جمعی استعمارزده شگردهای گوناگونی به کار می­گیرد؛ مانند: همگون­ سازی فرهنگی، بی­اعتبار تلقی­کردن روایت استعمارزده از تاریخ، سرقت فرهنگی، تحمیل حافظۀ جمعی فرمایشی، استفاده از ظرفیت هنرهای تصویری مانند فیلم ­سازی.