تبارشناسی نوسازی شهری: مسألهمند شدن محلات تهران در نظام برنامهریزی، دوره پهلوی دوم (1320 تا 1357)
نویسندگان
1 گروه برنامهریزی شهری و منطقهای، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایـران.
2 گروه برنامهریزی شهری و منطقهای، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایـران.
3 گروه برنامهریزی شهری و منطقهای، دانشکده هنر ، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایـران.
doi
10.22034/jargs.2025.491445.1164چکیده
هدف: در دورههای مختلف، دم و دستگاههای مدیریتی شیوههای متعددی برای مواجه با وضعیتهای اجتماعی و فضایی دارند. از همینرو میتوان گفت هر نظم گفتمانی، فضای خاص خودش را تولید میکند. در این معنا، انواع سیاستهای شهری، میانجیهای نظم و نظام بخشی به مناسبات فضایی در راستای نظم گفتاری مرکزیتیافته تلقی میشوند. متناسب با چنین مواجهای، در سطح انضمامی شهرها برخی محلات شهری که از حدود نظم مرکزی بیرون ماندهاند یا کنار گذاشته شدهاند، در معرض شیوه خاصی از نامگذاری و متعاقبا فراخوانی توسط آپاراتوس قدرت قرار میگیرند. نوسازی شهری در مقام یکی از سیاستهای بهفرم کردن مناسبات فضایی تلقی میشود که بیش از هر زمانی به دنبال بهینهسازی روابط اقتصادی و اجتماعی در فضا در راستای اصول و ضوابط سیاستهای مرکزی است.روش: پژوهش حاضر تلاش میکند از خلال مرور تاریخی به خوانش انتقادی از سیاستهای شهری در بافتهایی که مسألهدار یا فرسوده نامگذاری شدهاند در دوره پهلوی دوم بپردازد. نگرش تاریخی به خوبی توانسته است برخی لایههای برسازنده و نامرئی روابط فضایی در دوره مورد مطالعه در شهر تهران را مرئی و قابل درک کند.یافتهها: یافتههای پژوهش در سطوح سیاستگذاری، برنامهریزی و وضعیت انضمامی نشان میدهد در دوره پهلوی دوم محلات مرکزی شهر تهران بیش از هر زمانی با مسألهمند شدن تهران بهمثابه پایتخت تمدن بزرگ برای نظام مدیریتی پروبلماتیک میشوند. هم از اینروست که ضرورت مداخله و نوسازی در محلات مرکزی شهر تهران در مرکز توجه منطق مدیتریتی قرار میگیرد.نتیجهگیری: بدون شک خوانش تبارشناسانه از سیاستهای نوسازی شهری و تامل پیرامون لحظات ظهور بافتهایی که امروزه فرسوده خوانده میشوند، میتواند در ساحت گفتمانی زمینههای سیاستگذاری و برنامهریزی دموکراتیک را فراهم آورد. چنین شیوهای از برنامهریزی مبتنی بر تفاوتهای فضایی خواهد بود. نوآوری: پژوهش حاضر میتواند در ساحت گفتمانی و انضمامی نوعی کنشگری باشد. چرا که خوانش مناسبات فضایی از منظر تاریخی میتواند رویههای تبدیل سیاستهای گفتمانی به حقیقت را برای پژوهشگران رویتپذیر ساخته و در نهایت امکان برساختی متفاوت از سیاستهای شهری در نظام برنامه ریزی کشور فراهم آورد.