بازسازی روش ابنسینا در نفسشناسی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.30497/ap.2022.243300.1590چکیده
وجه اشتراک بخشهای مختلفی که فلسفۀ نظری را تشکیل میدهند، شناخت برهانیِ جهان است؛ هرچند مبادی برهانی هر بخش، متناسب با موضوع آن بخش تفاوت دارد. در دستهبندی بدیهیات، مبادی اختصاصی نفسشناسی درزمرۀ وجدانیات قرار میگیرند که ابنسینا درک آنها را به حواس باطنی و خود نفس نسبت داده است. یک مسئله این است که آیا هیچیک از قوای باطنی براساس کارکردهایی که ابنسینا برای هرکدامشان مشخص کرده، میتوانند درکنار خود نفس، مبدأ شناخت نفس قرار گیرند یا خیر. تنها قوۀ نامزد این امر، قوۀ واهمه است؛ اما کارکرد آن، ادراک معانی جزئی است؛ نه معرفت به ادراک معانی جزئی که به شناخت نفس میانجامد. مسئلۀ دیگر این است که نفس چگونه میتواند به قوای حیوانی و گیاهی خود که مادّی و منطبع در بدن هستند، معرفت یابد. در مقالۀ حاضر، با بررسی کارکردهایی که ابنسینا به قوای نفس نسبت داده است، نشان خواهیم داد هیچیک از حواس ظاهری و باطنی نفس به کار شناخت آن نمیآیند و خود نفس ناطقه با ادراک بیواسطۀ خویش و احوال و افعالش به گزارههایی که مبدأ نفسشناسیاند، معرفت مییابد؛ افزونبر این، معرفت به قوای حیوانی و مادّی نفس نیز ازطریق ادراک مستقیم افعال این قوا صورت میگیرد که درعین حال، اَعراض نفس هستند.