ماهیت گزارههای عملی نزد ابنسینا: تأملی بر چهار خوانش رقیب
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.30497/ap.2022.242676.1579چکیده
ازجمله تقسیمات مشهور در سنت فلسفۀ مشاء که در متون ارسطو ریشه دارد، دستهبندی حکمت به دو بخش عملی و نظری است که ابنسینا نیز همسو با چنین سنتی، این تقسیمبندی را در آثار خود مطرح کرده است. پرسش دربارۀ ماهیت گزارههای هنجاری (اخلاقی/عملی)، موضوعی مناقشهبرانگیز است؛ بهگونهای که برخی مفسران، حکمت عملی را ازنظر شیخالرئیس، متعلَق عقل عملی و فاقد حیث شناختی (غیر قابل اتصاف به صدق و کذب) دانسته و برخی دیگر با پذیرش این تعلق، آن را دارای حیثیت شناختی قلمداد کردهاند. درمیان این دستۀ دوم نیز وحدت نظر وجود ندارد: برخی از آنان گزارههای حکمت عملی را شناختنی، ولی حاصل بنای عقلا و منتَج از صناعت جدل (متکی بر مشهورات) محسوب کردهاند؛ درحالی که برخی دیگر این گزارههای شناختنی را حاصل صناعت برهان و مستقل از بنای عقلا و درنتیجه، واقعگرا شمردهاند. در این جستار، پساز نقد دو دریافت اول، امکان شکلگیری دو گونه تفسیر واقعگرایانه از سرشت حکمت عملی ازمنظر بوعلی از یکدیگر تفکیک خواهد شد: مطابق تفسیر اول، حکمت عملی، حوزهای مستقل از حکمت نظری و دارای مبادی خاص خود است؛ سپس با نقد این دریافت، از امکان صورتگرفتن تفسیر واقعگرایانۀ دوم دفاع میشود که مطابق آن، گزارههای عقل عملی اولاً دارای حیث شناختی هستند؛ ثانیاً حاصل صناعت برهاناند و نفسالأمر آنها مستقل از ذهن است؛ ثالثاً متعلق عقل نظری و مندرج ذیل حکمت نظری هستند؛ بهگونهای که حکمت عملی در مبادی خویش وابسته به حکمت نظری است و مبادی بدیهی خاص خود را ندارد.