ظرفیت فلسفۀ ابنسینا در بازیابی ابعاد گرایشی فطرت
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران.
doi
10.30497/ap.2022.243368.1592چکیده
بحث دربارۀ فطرت و ابعاد آن بعداز دورۀ صدرالمتألهین بهنحو مدون در مباحث انسانشناسی فلسفی وارد شد و در فلسفۀ ابنسینا دیده نمیشود. بهنظر میرسد تلقی قرآنیبودن این بحث و تصور کارکرد صِرف آن در اثبات وجود خداوند متعال، در مطرحنشدن آن در مباحث فلسفی پیشینیان اثرگذار بوده است؛ باوجود آن، ازطریق تعریفی که حکمای متأخر دربارۀ فطرت بهدست دادهاند، میتوان مباحث مرتبط با ابعاد این مقوله را بهصورت پراکنده در آثار شیخالرئیس یافت. درخصوص مقولۀ فطرت ازنگاه ابنسینا، آنچه بیشتر موردتوجه محققان قرار گرفته، جنبۀ ادراک فطری و عنایت به قوۀ عقل است؛ چنانکه برخی علت مطرحنشدن بحث فطرت در آثار این فیلسوف را عینیت فطرت و عقل دانستهاند؛ از این روی، در مقالۀ حاضر، بُعد مغفول گرایشی فطرت موردتوجه قرار گرفته و سؤال اصلی پژوهش، آن است که آیا در فلسفۀ ابنسینا فطرت همان عقل است یا حکمت سینوی ظرفیت بازیابی ابعاد گرایشی فطری موردنظر متأخران را دارد. درطول مقاله مشخص خواهد شد که در آثار بوعلی، دربارۀ گرایشهای سرشتی انسان به معبود و زیبایی سخن گفته شده است و البته درباب استناد گرایش فطری به فضایل اخلاقی در نگاه او اختلافنظرهایی وجود دارد. آنچه بیشتر، شیخالرئیس را درزمرۀ ملتزمان به نظریۀ فطرت قرار میدهد، بازتعریف عرضهشده ازسوی او دربارۀ انسان است. وی تأکید کرده فصل انسان نه ناطقبودنش، بلکه نفس انسانی است و از ویژگیهای این نفس، استعداد نطق است. تأکید ابنسینا بر وجودداشتن میل و عشق ویژۀ انسان به پروردگار و زیباییدوستی را می توان بهعنوان دیگر لوازم حقیقت وجود نفس انسانی، تأکیدی بر بُعد گرایشی سرشت انسان محسوب کرد.