تبیین ابن‌سینا از استنباط آرای محموده

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 استاد گروه فلسفه و حکمت، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران .

doi
10.30497/ap.2022.242518.1576
چکیده

ازجمله مباحثی که به‌اختصار در آثار ابن‌سینا ذکر شده، آرای محموده و روش استنباط آن‌هاست. ازنظر شیخ‌الرئیس، عقل به‌تنهایی نمی‌تواند به آرای محموده دست یابد و مؤلفه‌های دیگری همچون آرای نظری، شهرت، استقرا، تجربه و مصلحت در این زمینه، نقش اساسی دارند؛ اما روش استنباط آرای محموده از این مؤلفه‌های مختلف، محل بحث است؛ افزون‌بر آن، آرای محموده ذیل مجموعة مشهورات جای می‌گیرند و بیان ابن‌سینا دربارة حجت‌آوری بر این آرا و از سوی دیگر، برهان‌ناپذیری مشهورات، ناسازگار به‏نظر می‌رسد؛ اما با نگاهی تحلیلی به مباحث بوعلی در بخش مشهورات منطق و کارکردهای عقل عملی، و بررسی نگاه وی به اخلاق می‌توان تبیینی نو در این حوزه به‌دست داد که سازگاری مؤلفه‌های یادشده با یکدیگر و سازگاری سخنان این فیلسوف با هم در این حوزه را روشن می‌کند. این تبیین از این نکتة فلسفی در آثار ابن‌سینا سرچشمه می‌گیرد که اساساً حجت و مقدماتش که در استنباط آرای محموده مطرح می‌شود، با برهان و مقدماتش که در فلسفة نظری و منطق کلاسیک وجود دارد، متفاوت است. وقتی شیخ‌الرئیس از حجت‌آوری بر آرای محموده سخن می‌گوید، مقصودش اقامة برهان بر آن‌ها نیست که با برهان‌ناپذیری مشهورات و آرای محموده ناسازگار باشد؛ بلکه حجت می‌تواند اعم‌از قیاس و استقرا باشد؛ بدین ترتیب، برخی آرای محموده برپایة موارد استقراشده و برخی دیگر هم برمبنای قیاس نتیجه‌گیری می‌شوند. قیاس نیز مقدمات مختلفی اعم‌از اوّلی و کلی تا تجربی، مشهور یا جزئی دارد و اموری همچون آداب، انفعال‌های نفسانی و مصلحت‌های انسانی هم ذیل این مقدمات قرار می‌گیرند.