کارکردِ عشق در شعر ابن رومی و صائب تبریزی براساس نظریه روان درمانگریِ اگزیستانسیال اروین یالوم

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات عربی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

2 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

3 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران: ایران.

doi
10.22126/jccl.2025.11631.2673
چکیده

نقد روان­شناسی و روانکاوی در دوره معاصر، تحت تأثیر گسترش روز­افزون نقد ادبی و مطالعات میان‌رشته‌ای، بخش وسیعی از پژوهش‌های ادبی را به خود اختصاص داده و با توجه به رابطه تنگاتنگ ادبیات با روانشناسی از نظر بازتاب هیجانات، احساسات و عوامل روحی و فردی این رویکرد، توجّه ویژه ای به آن شد. در میان موضوعات روانکاوی، مضمون عشق و تبیین ابعاد و هویّت این پدیده بنیادین بشری، از اهمیّت بسزایی برخوردار است و می­توان جهان­بینی­های شاعران درباره این موضوع را با بررسی این اشعار سنجید. مفهوم عشق یکی از مسائل مورد بحث در روان­درمانگری اگزیستانسال است. این مفهوم را به دلیل تعارضات و کشمکش­هایی که ایجاد می­کند و پویایی که از آن برخوردار است، می ­توان در اشعار و اندیشه شاعران از طرق نظریه «اروین یالوم» بررسی کرد. براین اساس پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی و مکتب آمریکایی درصدد بررسی عشق در شعر صائب تبریزی و ابن رومی بر اساس نظریه اروین یالوم است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که صائب و ابن­رومی، عشق را توأم با مسأله تنهایی مطرح کرده و آن را زمینه­ای برای برون­رفت از حالت تنهایی اگزیستانسیال مطرح کرده­اند. با این حال، شعر صائب بیشتر جنبه عرفانی و تعارضات الهی عشق و شعر ابن­رومی بیشتر جنبه دنیوی و تعارضات مادی عشق را بیان کرده است.